أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ ولا تُمْسِكُوهُنَّ ضِراراً لِتَعْتَدُوا ومَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ ) ( 231 )
يعنى و هر گاه كه طلاق دهيد زنان خود را پس برسند به نزديك آخر عدت خود پس نگاه داريد ايشان را بر وجه لايق يا واگذاريد ايشان را تا عدت ايشان منتهى شود بر وجه لايق و نگاه مداريد ايشان را از جهت ضرر رسانيدن به ايشان تا ظلم و تعدى كنيد بر ايشان و هر كس كه بكند به ايشان اين عمل را پس بتحقيق ظلم كرده باشد بر نفس خود .
مضمون اين آيت با تفسير بعض الفاظ او در آيت ديگر مذكور شد .
وغرض از اعاده ء اين مضمون اظهار شدت اهتمام است ومبالغه در آن .
و در قول او ( ولا تُمْسِكُوهُنَّ ) تا آخر تأكيد آن مبالغه است وتهديد است بر مخالفت آن .
وقول او ( ضِراراً ) مفعول له امساكست يا حال است از فاعل او بمعنى مضارين .
وقول او ( لِتَعْتَدُوا ) متعلق است ( به ضرارا ) جهت تخصيص ضرار منهى عنه به آن كه بطريق ظلم و تعدى باشد نه آن كه ايشان مستحق آن ضرر شده باشند .
پس اين آيت نيز دالست بر آن كه زوج بعد از طلاق زوجه ( 1 ) وبيش از انقضاء عدت مخير است ميان آن كه رجوع كند به او يا صبر كند تا عدت او منقضى شود ونكاح كند او را به عقد جديد يا ترك كند تا عدت او منقضى شود و هر گز بر سر او نرود ( 2 ) .
هامش
( 1 ) يعنى زوجه ء مطلقه بطلاق رجعى كه رجوع پس از آن طلاق صحيح باشد .
( 2 ) ونيز دلالت دارد بر اين كه رجوع به قصد اضرار و تعدى به حق زوجه از قبيل اخذ فديه و يا تعليق آن جايز نيست .