منافات ندارد به قرائت مذكوره چنان كه بعضى توهم كرده اند زيرا كه اعتراض آن حضرت به جهت آن بود كه آن قايل اهليت اراده ء آن معنى نداشت ( 1 ) وقول او ( عَشْراً ) بتقدير ( عشر ليال ) است زيرا كه ليل مؤنث سماعيست و چون شب ابتداء روز و ماه و سال است عرف چنان كه تعبير از شبانه رور بليل مىكنند از اين جهت اسم عدد مذكور را مؤنث آورد به اعتبار ليالى نه مذكر ( 2 )
هامش
( 1 ) منصرف اليه از لفظ متوفى به صيغه اسم فاعل در نظر عرف عام اخذ روح است چنانچه از متوفى به صيغه ء اسم مفعول كسى است كه روح اخذ شده باشد چنانچه مىگويند ( توفى ) فلان مجهولا : قبضت روحه ومات فاللَّه المتوفى بكسر الواو والعبد المتوفى ( بفتح الواو ) .
وقول على عليه السّلام در صورت ثبوت نقل قول المتوفى هو الله اعتراض به گفته ء سائل من المتوفى از جهت اطلاق صيغه ء اسم فاعل بر ميت به معناى نيكو نيست بلكه جوابست بر سائل از اخذ روح به اين معنى كه شايد سائل از منافقان باشد بعنوان طعن سؤال كند كه كيست اخذ كننده ء روح پس حضرت على به سبب علم وى به جهات سؤال سائل در جواب فرموده باشد كه قبض كننده خداست وگر نه اگر اراده ء استيفاء ايام معينه واخذ واستكمال عيش مقرره از قول خود ( من المتوفى ) مىنمود جواب آن حضرت كه ( المتوفى هو الله ) صحيح نمىشد وبالجمله اطلاق متوفى بعبد به لحاظ استيفاء عيش مقرره ء چند روزه صحيح است بدون اين كه محذورى روى دهد و نه از جهت وضع لغت و نه از جهت عرف عام و نه از جهت شرع مقدس .
( 2 ) مراد از مؤنث لفظ وعشرا بدون زيادة ادات تأنيث است و همچنين مراد از مذكر لفظ وعشرة بزيادة تاء تأنيث است چون كه طبق قواعد در مؤنث مذكر گويند و در مذكر مؤنث .
ومراد مصنف ره اينست كه به لحاظ مؤنث سماعى بودن ليل وغلبه ء ابتدأ بر انتهاء