كه وقت رجوع از ازدواج به ايشان مضيق شود .
ومراد از امساك بمعروف نگاه داشتن ازواج است آن مطلقات را ورجوع كردن ايشان به ايشان در آخر آن عدت رجعيه بطريق ملايمت نه بر وجه ايذاء واهانت ( 1 ) ومراد از مفارقت ايشان بمعروف اختيار جدائى تام ايشانست بر وجه لايق و آن واگذاشتن ايشانست تا عدت تمام شود وجدائى تمام حاصل شود نه آن كه رجوع كنند به ايشان بعد از آن طلاق دهند ايشان را عدت را از سر بگيرند و مشقت ايشان بيشتر شود ( 2 ) .
و كلمه ء ( او ) از براى تخيير است ميان أمرين مذكورين يعنى مختاريد هر كدام را كه خواهيد مىتوانيد .
وقول او ( وأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ ) عطف است بر قول او در آيت سابق
هامش
بدون ايجاد علقه ء زوجيت به عقد جديد پس از انقضاى ايام مدت صحيح نيست پس بايد مقيد باشد به آن تا امساك بمعروف محقق شود .
( 1 ) يعنى امساك با رجوع بطريق معروف محقق نمىشود مگر اين كه با كمال ملايمت با زوجه اش رفتار نمايد از حيث اخلاق ونفقه وقسمت و ساير حقوق زواج تا اين كه راه فراق مسدود گردد وگر نه امساك به منكر است كه بالاخره منجر به فراق خواهد شد .
( 2 ) اين نوع طلاق را فراق به منكر مىگويند و ممكن است كه مراد از فراق بمعروف ايفاء حقوق از قبيل اعطاء مهر و جهيزيه باشد .
والحمل بالمعنى الشامل اولى يعنى او فارقوهن بمعروف بإيفاء الحق واتقاء الضرار مثل ان يراجعها ثم يطلقها تطويلا لعدتها ، كما هو واضح لمن تدبر .