بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وأَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ ذلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِالله والْيَوْمِ الآخِرِ ) ( 2 )
يعنى پس هر گاه نزديك شوند زنان مطلقه به آخر عدت خود پس نگاه داريد ايشان را بطريق مشروع يا جدائى اختيار كنيد از ايشان بطريق مشروع وگواه گيريد دو عادل را از مسلمانان بر طلاق و به جاى آوريد اى گواهان گواهى خود را از براى رضاى خداى تعالى اين امر كه مذكور شد پند مىگيريد به او وامتثال مىنمايد او را كسى كه ايمان آورد به خداى تعالى وبروز قيامت .
مراد از اجل ايشان آخر عدت مطلقات رجعيه است ( 1 ) و از بلوغ ايشان به آن رسيدن به نزديكى آخر آن عدت و نزديك شدن ايشان به آخر او ( 2 ) بر وجهى
هامش
ديگرى را جلب رضايت طرفين حاصل تا رجوع تحقق يابد ( لَعَلَّ الله يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً ) .
12 - اين كه حكمت فرض عده در مطلقه ء رجعيه و نهى از اخراج وخروج همانا انتظار وتوقع حصول تبديل فراق است به زواج .
چنانچه مىفرمايد ( لا تَدْرِي لَعَلَّ الله يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً ) .
13 - از حكمت مستفاده از قوله تعالى ( لَعَلَّ الله يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً ) ظاهر مىشود كه حداد بر مطلقه ء رجعيه واجب نيست بلكه ترك آن مطلوب است تا حكمت مرجوه از قوه ء در منصه ء فعليت استقرار يابد 14 - مستفاد از حكمت مرجوه ( تحقق رجوع ) كراهت طلاق است چنانچه از ساير ادله مستفاد مىگردد .
( 1 ) به دلالت كلمه ء فاء در قول او ( فَإِذا بَلَغْنَ ) و به قرينه ء اضافه ء اجل إلى ضمير ( هن ) .
( 2 ) به جهت تفريع بلوغ اجل بر قول او ( وأَحْصُوا الْعِدَّةَ ) چون كه بلوغ اجل با احصاء عده ء مساوق به آخر مدت عده ء معتبره است وتقييد بلوغ به آخر عدة به اين كه وقت رجوع مضيق باشد به قرينه ء كلمه ء فاء است در قول ( فَأَمْسِكُوهُنَّ ) چون كه امساك