منقولات شرعيه اند نه مخصصات لغويه اگر چه تخصيص بهتر است ( 1 ) از نقل .
و ظاهر آنست كه لام : ( لِعِدَّتِهِنَّ ) بمعنى ظرفيت است ( 2 ) وعدتى كه صلاحيت ظرفيت دارد بحسب شرع طهر است چنان كه نصوص اهل بيت عليه السّلام دالست بر آن پس معلوم شد كه طلاق واقع نشود مگر در طهر .
ومراد از احصاء عدت ضبط او وشمردن اوست تا غلطى واقع نشود در او بامر او اكمال واتمام اوست تا چيزى كم نشود از او .
وقول او ( واتَّقُوا الله رَبَّكُمْ ) تأكيد احكام مذكوره است وتهديد است بر مخالفت آن .
وقول او ( لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ ) جمله ء مستأنفه است جهت بيان كيفيت سلوك ازواج به مطلقات در ايام عدت ليكن مخصوص است اين نهى به مطلقات رجعيه ( 3 ) بخلاف باينه .
هامش
( 1 ) از گفته ما معلوم گشت كه الفاظ طلاق وتطليق ونكاح و طهارت وصلاة و حج و ساير الفاظ عبادات ومعاملات به همگى در معانى اصلى خود استعمال شده اند نه منقول هستند و نه مخصوص بلكه در موضوع له اصلى خود استعمال شده اند چون كه اضافه ء بعض قيود در مطلوب بارى تعالى از باب تعيين مراد از بين مصاديق موجب تغيير معنى كلى ( موضوع له ) نمىكند .
( 2 ) بلكه لام بمعنى عند است كه افاده ء توقيت مىنمايد يعنى طلاق دهيد در زمانى كه احتساب آن از ايام عده صحيح باشد و آن همانا زمان طهر غير مواقعه است زيرا كه طهر در مواقعه از ايام عده محسوب نمىشود به اجماع امت و در ايام حيض طلاق صحيح نيست بلكه منهى عنه است پس مراد از قول خداوند متعال ( لِعِدَّتِهِنَّ ) توقيت صحت طلاق است در روزهايى كه از ايام عده احتساب آن صحيح مىباشد و آن ايام طهر غير مواقعه است .
( 3 ) به قرينه ء قول حق سبحانه ( لا تَدْرِي لَعَلَّ الله يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً ) چون كه انتظار واميد احداث پس از طلاق غير از رجوع چيزى نيست وبديهى است كه انتظار رجوع مختص بطلاق رجعى است .