آن را محض تفضل واحسان آن حضرت شمرند وخوشحال شوند . و اگر بعضى از ترجيح فرمايد دانند كه آن بنا بر حكم الهى است كه تفويض فرموده به مشيت آن حضرت پس خورسند گردند به آن وغمگين نشوند .
وقرائت مشهوره در قول او ( أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ ) فتح تاء وقاف است وضم نون اعين بمعنى روشن شدن چشمهاى ايشان .
و بعضى بضم تاء وكسر قاف وفتح نون خوانده اند بمعنى روشن گردانيده شدن چشمهاى ايشان .
وقول او ( كلهن ) برفع تأكيد فاعل ( يرضين ) است . به نصب چنان كه بعضى قرائت كرده اند تأكيد مفعول ( آتيتهن ) .
وآيت ( 1 ) مذكوره دلالت مىكند بر آن كه رعايت قسم ميان ازواج واجب
هامش
( 1 ) از آيه ء شريفه مطالبى مستفاد مىگردد بشرح زير :
1 - اين كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه وآله پس از مقاله ء زنان خود بموجب آيه ء كريمه داراى سلطنت است در اختيار هر يكى از زوجات خود و طلاق ديگرى .
2 - اين كه مراد از ارجاء عبارت از طلاقست .
3 - اين كه مراد از ايواء ابقاء در نكاح است .
4 - اين كه جايز است مر پيغمبر ( ص ) را رجوع به آن زنى كه عزل وى را اختيار كرده به طورى كه بحباله ء خود بياورد با رجوع و يا به عقد جديد .
5 - تفويض اختيار طلاق وابقاء نكاح هر يكى از زوجات ورجوع به مطلقه ء رجعيه در اثناء عده و يا عقد جديد پس از انقضاى عده از براى رفع توهم حظر است چنانچه با صراحت لهجه مىفرمايد ( ومَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَيْكَ ) .
6 - اين كه فائده ء ارجاع امر زوجات و اختيار طلاق و يا ابقاء نكاح ورجوع به مطلقه به حضرت پيغمبر ( ص ) همانا براى تقرير وروشنى چشمان زنانست تا اين كه محزون نباشند به ضيق معيشت . اگر طلاق را اختيار نمايند با تكريم ايشان به اعطاى اجرت ومهريه ومتعه