در عدت باشند بر سبيل تعريض نه بصريح در بعض صور چنان كه تفصيل آن از كتب
هامش
و هنوز عده ء وفات منقضى نشده است و از اينست كه بعنوان ( مِنْ خِطْبَةِ النِّساءِ ) فرمود نه من خطبة المعتدات ) .
3 - اين كه تعميم تجويز خطبه بر مطلقه بطلاق رجعى ذات عدت خارج از سوق آياتست وعلاوه مطلقه بطلاق رجعى در حكم مزوجه است تعريض به آن جايز نيست .
و اما تعميم بر مطلقه بطلاق به اين محتاج بدليل محكم است به جهت انقطاع عصمت بين زوج وزوجه هر چند به واسطه ء سنت محكوم بجواز بوده باشد .
4 - اين كه جايز نيست خواستگارى صريح زنان معتده به عده ء وفات .
5 - اين كه خواستگارى بطريق كنايه وتعريض زنان معتده به عده ء وفات جايز است به طورى كه مىفهماند كه مايل است به ازدواج پس از انقضاى عده .
6 - اين كه جايز نيست اجراى عقد نكاح در حال عده .
7 - اين كه تصريح به خواستگارى واجراى عقد نكاح پس از انقضاى عده جايز است .
8 - اين كه نبايد شخصى را غلبه ء شهوت وادار كند بر مواعده به جماع در همه حال خصوصا در حال عده ء وفات .
9 - اين كه سخن شايسته گفتن به زنى صاحب عده ء وفات جايز است مانند تعريض وكنايه گفتن به طورى كه زن بفهمد كه مرد طالب اوست تا شخص ديگرى انتخاب نكند .
10 - اين كه عزم زناشويى و جماع در خصوص زنان صاحب عده حرامست بايد از اين عمل كنار شده حذر كنيد .
11 - اين كه بايد مردمان بدانند كه خداوند متعال عالم است به آن چيزهايى كه در نفس ايشانست ومىخواهند كه در اثناى عده زنان را بگيرند پس در همه حال از عذاب خدا غفلت نكنند و در حذر باشند . و همچنين بدانند كه اگر چنين عمل ناشايسته صادر شود و پس از آن توبه كنند خداوند تعالى توبه كنندگان را بخشاينده است و در عذاب كردن آنها تعجيل نمىكند .
12 - اين كه شخص عاقل ودانا نبايد اخلاق عمومى را منحرف گرداند .
( الحمد للَّه على ما وفقنا والشكر له على ما أوقفنا من فقه آياته الكريمة ) .