وقول او ( ولكِنْ لا تُواعِدُوهُنَّ سِرًّا ) استدراكست از جمله ء مقدره يعنى ( فاذكروهن و لكن لا تواعدوهن ) يعنى پس ياد كنيد ايشان را وخواستگارى نماييد ليكن وعده مدهيد ايشان را به جماع .
ووجه تعبير از جماع بسر آنست كه سر چيز پنهان را گويند و جماع از جمله ء چيزهاى پنهانيست .
وقول او ( إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفاً ) استثناء است از مقدرى يعنى مواعده مكنيد با ايشان جماع را مگر به قولى معروف و آن مواعده بر سبيل تعريض است وعزم بمعنى قصد است .
ومراد از عقده ء نكاح عقد نكاح است .
ومراد از كتاب مكتوبست يعنى عدتى كه نوشته است خداى تعالى وتعيين نموده از براى زنان .
ومراد از اجل آن اخر آنست وانقضاء آن .
ومراد از نهى عزيمت عقد نكاح پيش از انقضاء عدت مبالغه است در نهى از عقد نكاح پيش از آن .
وقول او ( واعْلَمُوا أَنَّ الله يَعْلَمُ ما فِي أَنْفُسِكُمْ ) تحذير وتهديد است عاصيان را .
وقول او ( واعْلَمُوا أَنَّ الله غَفُورٌ حَلِيمٌ ) ترغيب وتبشير است مطيعان را .
وآيت مذكوره دلالت مىكند ( 1 ) بر جواز خواستگارى كردن زنانى كه
هامش
( 1 ) خلاصه ء آن چه از آيت كريمه مستفاد مىگردد چند امر است بشرح زير :
1 - اين كه مقتضاى سياق و ترتيب آيات اينست كه آيه ء ( ولا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّساءِ ) عطف است بر جمله ء ( فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ ) .
2 - مقتضاى عطف تجويز تعريض به خطبه ء به زنانى است كه شوهر ايشان مرده و