آن حضرت فرمود كه قسمت كردم بر مسلمانان بامر خداى تعالى .
ايشان در غضب شدند وگفتند كه ظاهرا تو گمان مىبرى كه اگر طلاق دهى ما را نخواهيم يافت شوهرى از قوم خود غير تو .
پس آن حضرت بامر خداى تعالى ازيشان دور شد ونشست در خانه ء مادر ابراهيم عليه السّلام تا آن كه همه حايض شدند و پاك شدند .
و بعد از آن اين آيت نازل شد .
ومراد از ازواج پيغمبر نه زن آن حضرت است كه در وقت نزول اين آيت بودند : عايشه ، وحفصة ، وام حبيبة ، وسودة ، وام سلمة ، وصفية ، وميمونة ، وزينب ، وجويرية .
و چون آيت مذكوره نازل شد پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم ايشان را طلب فرموده مخير گردانيد وايشان اختيار صحبت آن حضرت نموده از گفته خود پشيمان شدند .
وقول او ( فَتَعالَيْنَ ) جمع مؤنث تعالست وتعال در اصل لغت امر است از كسى كه در جاى بلندى باشد كسى را كه در جاى پستى باشد به آمدن از تعالى بمعنى بالا رفتن بعدا مشهور شده است بمعنى امر به آمدن مطلقا وبسيار است كه بمعنى امر به توجه قلبى مستعمل شود واينجا اين معنى مراد است ( 1 ) .
وقول او ( أُمَتِّعْكُنَّ وأُسَرِّحْكُنَّ ) مجزومند به حرف شرط مقدر در جواب امر و بعضى برفع خوانده اند ايشان را بنا بر آن كه كلام مستأنف باشند در جواب سؤال مقدر .
هامش
( 1 ) يعنى بياييد با توجه قلبى براى فراق تا شما را با متعه دادن طلاق نيكو بدهم .