زوجه كرده باشد بيش از طلاق وتسليم كردن وبخشيدن آنست اگر تسليم نكرده باشد .
وقول او ( ولا تَنْسَوُا الْفَضْلَ ) خطابست به ازواج وزوجات يا به همه ء مردم و ظاهر آنست كه مراد از فراموش كردن ايشان فضل را در ميان خود فراموش كردن ايشانست فضيلت وحسن فضل واحسان را كه در ميان ايشان واقع شود از بعضى نسبت ببعض .
وقول او ( إِنَّ الله بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ) ترغيب است مردم را بفضل واحسان با يكديگر با آن كه خداى تعالى مىبيند ومىداند اعمال همه كس را وفراخور عمل هر كس جزاء مىدهد نيكى را نيكى وبدى را بدى .
ومخفى نيست كه آيت ( 1 ) مذكوره دالست بر آن كه نصف مهر مطلقه
هامش
( 1 ) مقتضاى ظهور قوله تعالى ( وقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ ) تحقق واستقرار مالكيت زوجه است به نصف مهر معين به مقتضاى تحقق عقد نكاح .
و اما نصف ديگرش پس مالك بودن زوجه به آن موقوف به تحقق دخول است در صورت تحقق فراق بطلاق پيش از دخول نصف كليه ء مهر باقى در ملك زوجست .
و اما در صورت تحقق فراق بموت پس آن محل كلامست جمعى برآنند كه زوجه مالك به تمام مهر است به عقد ومنصف بودن موت ثابت نشده است به واسطه ء قرآن .
و اما سنت پس روايات متعارض هستند وجمعى قائلند بر اين كه عقد موجب ومقتضى تمليك زوج به زوجه است مهريه را نسبت به نصف بعنوان ملك مستقر .
و اما نسبت به نصف ديگرى متزلزل است واستقرار مالكيت به آن نصف ديگرى موقوف به تحقق دخول است پس اگر دخول محقق شد زوجه به تمام مهريه مالك مىشود و اگر دخول محقق نشد آن وقت نصف ديگرى برگشت مىشود به زوج وزوال علقه ء زوجيت به يكى از دو امر مىشود 1 - طلاق 2 - موت .