آنست و آن كه عفو كنند و به بخشند نزديكتر است به پرهيزكارى و فراموش مكنيد فضل واحسان را در ميان خود به درستى كه خداى تعالى به آن چه مىكنيد بيناست .
بدان كه قول او ( فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ ) خبر مبتداى محذوفست يا مبتداى خبر محذوف يا فاعل فعل محذوف يعنى ( فالواجب عليكم نصف ما فرضتم واحب عليكم يا فيجب عليكم نصف ما فرضتم ) .
و كلمه ء ماء موصوله است يا موصوفه وعايد محذوفست يعنى ( فرضتموه ) .
ومراد از عقدة النكاح عقد نكاح مطلقات مذكوره است .
ومراد از ( الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ ) كسى كه در دست اوست عقد نكاح ايشان واو نزد اصحاب ما ولى اجباريست كه عبارتست از پدر وجد نسبت به صغيرة .
ومراد از عفو زنان بخشيدن ايشانست حق خود را از مهر مسمى به شوهر خود .
ومراد از عفو ولى نيز بخشيدن اوست حق آن صغير را ليكن جايز نيست ولى را كه تمام حق آن صغيره را ببخشد ( 1 ) و جايز است زنان را كه تمام حق خود را بخشند يا بعضى آن را .
وقول او ( وأَنْ تَعْفُوا ) خطابست مر ازواج را يعنى عفو كردن شما اى شوهران زنان بهتر است از عفو زنان .
ومراد از عفو زوج بخشيدن نصف زايد مهر است اگر مهر را به تمام تسليم
هامش
( 1 ) زيرا كه ملك استقرارى تمام مهريه به زوجه پس از دخول محقق مىباشد ومخفى نيست كه استعداد بدخول كاشف از تقدم بلوغ وانقضاى يتم است و پس از تحقق بلوغ و كمال عقل ولايت ولى اجبارى زايل مىگردد و با اين حال نمىتواند عفو نمايد چنانچه پر واضح است بر ارباب فقه .