دهد زوجه غير مدخوله خود را كه تعيين مهر نكرده باشد از براى او واجب نشود بر او چيزى از مهر و مهر المثل او بلكه متعه واجب شود مناسب حال زوج در توانگرى ودرويشى وتوسط حال چنان كه مذكور شد .
الاية الرابعة قوله تعالى فى سورة البقرة ايضا : ( وإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ وأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى ولا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ الله بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ) ( 237 )
يعنى اگر طلاق دهيد زنان خود را پيش از آن كه دخول كنيد به ايشان وحال آن كه تعيين كرده باشيد از براى ايشان مهرى پس واجبست بر شما نصف آن مهرى كه نام برده ايد وتعيين كرده ايد مگر آن كه عفو كنند و به بخشند آن زنان حق خود را به تمام يا به بخشد آن كسى كه در دست اوست عقده ء نكاح واو ولى آن
هامش
زوج طبق موازين شرعيه مىبرد وعده ء وفات را هم نگاه دارد .
7 - اطلاق آيه ظاهرا دلالت دارد بر اين كه اگر عقد خالى از مهر باشد ولى بعدا با رضايت طرفين مهر تعين شود آن وقت مر زوجه راست نصف تعين شده چنانچه مىفرمايد ( أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً ) بنا بر اين كه اين جمله عطف است بر قوله تعالى ( تَمَسُّوهُنَّ ) بتقدير ( ما لم تفرضوا لهن فريضة ) .
8 - مستفاد از مفهوم آيه ء شريفه عدم وجوب متعه است در صورت وقوع طلاق پيش از دخول وتعيين مهر در ميان زن و مرد .
9 - مستفاد از مفهوم قوله ( ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً ومَتِّعُوهُنَّ ) عدم تحقق متعه است در صورت تحقق طلاق قبل از دخول و پس از تعين مهر بلكه مر زن راست نصف آن چه تعين شده است چنانچه صريح آيت ثالثه ء ( فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ ) است .
10 - مستفاد از قول خداى تعالى ( حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ ) وجوب متعه وتشريف بر محسنين است به جهت اين كه آنهاست منتفع شوندگان از امتثال بامر خدا وسرعت كنندگان بفعل طاعات واجتناب از معاصى .