احد الامرين ونفى احد الامرين مفيد سلب كليست كه مراد است .
ومراد از قول او ( ومَتِّعُوهُنَّ ) آنست كه در صورت مذكوره اگر چه چيزى از مهر واجب نشود ليكن در عوض او متعه واجب شود مناسب حال زوج در غناء وفقر .
و ( موسع ) بمعنى توانگر است از اتساع بمعنى گشاده حال وتوانگر شدن .
و ( مقتر ) بمعنى درويش است از اقتار بمعنى تنك عيش شدن .
وقدر بفتح دال وسكون او وبهر دو خوانده اند بمعنى مقدار است يعنى اندازه .
ومتاعا بمعنى تمتيعا مفعول مطلق است از ( مَتِّعُوهُنَّ ) .
وحقا بمعنى واجبا صفت متاعا است يا مفعول مطلق فعل محذوفست يعنى حق حقا .
ومراد از ( الْمُحْسِنِينَ ) شوهران مذكور است ووصف ايشان به احسان تنبيه است بر آن كه متعه دادن ايشان احسانست جهت ترغيب ايشان در آن .
وقول او ( عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ ) جمله معترضه است جهت بيان مقدار متعه ء واجبه بر سبيل اجمال وبيان آن بر سبيل تفصيل از سنت نبويه معلوم شود .
چنان كه مرويست از امام باقر و امام صادق عليه السلام كه اگر زوج توانگر باشد واجبست بر او اسبى يا جامه ء قيمتى يا ده مثقال طلا و اگر درويش باشد واجبست بر او يك مثقال طلا يا انگشترى و اگر ميانه حال باشد واجبست بر او پنج مثقال طلا يا جامه ميانه بها .
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 335
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٣٣٥