مبحث دوم
در بيان جماعتى است از زنان كه نكاح ايشان جايز نيست و در او چهار آيتست :
الاية الاولى قوله تعالى فى سورة النساء : ( ولا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً ومَقْتاً وساءَ سَبِيلًا ) ( 22 ) .
يعنى نكاح مكنيد آن چه نكاح كرده اند پدران شما از زنان مطلقا مگر آن چه بتحقيق گذشته باشند نكاح او به درستى كه نكاح كردن منكوحه ء پدر هست فعل شنيع وقبيح دشمن داشته شده نزد خدا و خلق خدا و بد طريقيست .
هامش
10 - مقتضاى ظهور آيه اختصاص حكم حد بر مملوكه است نه بر مملوك ولى مستفاد از اخبار تساوى مملوك با مملوكه در حكم است .
11 - مقتضاى ظهور قول خداى تعالى ( وأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ ) تحمل به مشقت تجرد در صورت عدم تمكن از نكاح زنان آزاد بهتر است از ازدواج كنيزان .
12 - مقتضاى خيريت صبر به مشقت تجرد مرجوحيت عقد ونكاح كنيز است به لحاظ حفظ رتبه وشأن احرار وحراير .
و اما اختيار كنيز به سبب ملك وتحليل پس در آن محذورى نيست و موجب انحطاط رتبه هم نمىشود چنانچه در محلش مفصلا مرقوم و تحقيق شده است .