والزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ ) زيرا كه اين آيه دالست بر آن كه واجبست مطلق حد بر كنيزك زانيه خواه محصنه وخواه غير محصنه .
و در آيه ء مذكوره مفهوم شرط معتبر نيست هم چنان كه آيه ء مذكوره دالست بر آن كه حكم اين آيه كه صد تازيانه است مخصوص است به مردان آزاد و زنان آزاد بنا بر آن كه اجماع است بر آن كه غلام حكم كنيز دارد در تنصيف حدها چنان كه تصريح نموده اند لكن توجيه مذكور محل تأمل است .
وقول او ( ذلك ) اشارتست به نكاح كنيزك و ( عنت ) در لغت بمعنى گناه كردنست و در مشقت افتادن وشكستن استخوانى بعد از بستن واينجا مناسب معنى اول است يعنى فجور و زنا يعنى نكاح كنيز كس را جايز است كه بترسد از آن كه اگر نكاح كنيزك نكند در زنا افتد .
ومراد از قول او ( أَنْ تَصْبِرُوا ) تحمل كردنست بر مشقت ترك نكاح كنيزكان واجتناب از زنا يعنى ترك نكاح كنيزكان وتحمل آن و ترك زنا بهتر است شما را از نكاح كنيزكان .
ومخفى نيست كه آيه ء مذكوره دلالت مىكند بر آن كه نكاح كنيزك مملوك جايز نيست بلكه به دو شرط : ( يكى ) عدم قدرت بر مهر ونفقه زن آزاد از جهت قول او ( ومَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ ) زيرا كه مفهوم شرط حجت است نزد محققان علماء اصول ( دوم ) خوف وقوع زنا بر تقدير عدم نكاح كنيزك از جهة ظاهر قول او ( ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ ) و بر اين تقدير صحيح نباشد مگر نكاح يك كنيزك زيرا كه به نكاح يك كنيزك شرط ثانى زايل مىشود چنان كه مختار بعضى اصحابست .
و بعضى از فقهاء بر آنند كه شرطين مذكورين شرط فضيلت نكاح كنيزك كند نه شرط صحة .
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 304
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٣٠٤