من حرام مىكنم آنها را وعقاب مىكنم مرتكب آنها را حج تمتع ، ونكاح متعه ، و گفتن حى على خير العمل در اذان و همين سخن دالست بر صحت ومشروعيت نكاح متعه وبطلان عمر وتابعان او زيرا كه حكمى كه در عهد رسول خدا صلَّى الله عليه وآله وسلَّم مشروع بوده باشد هيچ كس را ولايت آن نيست كه به تشهى نفس خود حرام گرداند او را
هامش
نازل پس از آن آيتى در نسخ آن نازل نشده است و حضرت رسول ( ص ) امر فرمود ما را به عقد متعه و ما هم عمل نموديم در زمان حضرت رسول ( ص ) و ما را تا به حال رحلت از دنيا نهى نفرمود پس كسى از رأى خود سخنى كه اراده كرده بود گفت .
و همچنين حافظ مسلم بن حجاج در صحيح خود نقل مىكند از حس حلوانى از عبد الرزاق از ابن جريج كه گفت عطاء كه جابر بن عبد الله از زيارت حج عمره آمده بود رفتيم به زيارت وديد آن در منزلش جمعى از اشياء سؤال كردند تا اين كه كلام منجر به سؤال از متعه شد .
جابر گفت بلى عقد متعه نموديم در عهد رسول خدا ( ص ) و عهد ابى بكر وعمر .
و همچنين حافظ بخارى ومسلم روايت كرده اند از ابن مسعود كه گفت جهاد كرديم با حضرت رسول ( ص ) در حالى كه نه بود با ما زنى پس عرض كرديم آيا جايز است خصى كردن فرمود نه سپس اجازه فرمود كه از زنان متعه نماييم بود از ما يكى نكاح كرد ( متعه ) در مقابل لباسى تا به مدت معين .
سپس عبد الله بن مسعود قرائت كرد اين آيت را ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ الله لَكُمْ ) يعنى اى مؤمنان حرام مكنيد زنان پاكيزگان را كه خداوند حلال كرده مر شما را .
و همچنين نقل مىكند حافظ ترمذى در صحيح خود كه شخصى از اهل شام از پسر عمر سؤال كرد از متعه ء حج ومتعه ء نساء در جواب گفت كه متعه حلال است پس سائل گفت كه پدرت نهى كرد از متعه ابن عمر در جواب گفت كه آيا سزاست چيزى كه پدرم نهى كرده عمل كنم وسنتى كه حضرت رسول به آن امر كرده ترك كنم .