طلب كردن شما ايشان را به مالهاى خود تا اتحاد فاعل مفعول له و فاعل فعل معلل كه شرطست در حذف لام مفعول له موجود باشد .
و دور نيست كه گفته شود كه حذف حرف جر از سر ( لفظ ) ان و آن قياس است پس مىتواند بود كه در حذف لام در اين مقام شرط مذكور شرط نباشد .
و ما در : ( ما وَراءَ ذلِكُمْ ) واقع شده در مقام من بنا بر وجوهى كه سابقا مذكور شد .
ومراد از ابتغاء به اموال طلب كردن نكاح زنانست به مهرها وخريدن كنيزكانست بثمنها ومحصنين حال است از فاعل : ( تَبْتَغُوا ) و : ( غَيْرَ مُسافِحِينَ ) حال بعد از حال جهة تأكيد ، ومراد از احصان عفت است يعنى ترك زنا وسفاح بمعنى زنا است از سفح بمعنى ريختن منى زيرا كه فايده ء زنا ريختن منى است وبس .
و ما در : ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ ) عبارتست از زنان مثل : ( ما وَراءَ ذلِكُمْ ) واستمتاع بمعنى تمتيع وتمتع است يعنى متعه كردن وضمير له راجع است بما به اعتبار لفظ وضميرهاى جمع مؤنث راجعند به او به اعتبار معنى .
ومراد از اجور مهرهاست و ظاهر آنست كه فريضة حال است از اجورهن واو فعليه است بمعنى مفعول و تا از براى نقل است مثل عقيقة وذبيحة .
ومراد از ( فِيما تَراضَيْتُمْ ) عقد جديديست كه نسبت به همان منكوحه ء اول واقع شود بعد از اداء مهر اول وانقضاء مدت متعه ء اول چنان كه در متعه كردن متعارفست .
ومراد از علم وحكمت در آخر آيت علم وحكمت خداى تعالى است در احكام شرعيه ء لايقه به حال عباد كه نكاح متعه از آن جمله است .
چنان كه مرويست از امير المؤمنين ( ع ) ( لو لا ان عمر نهى عن المتعة ما زنا الا الاشقياء ) يعنى اگر نهى نمىكرد عمر از نكاح متعه زنا نمىكردند مگر بدبختان
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 288
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٢٨٨