و ديگرى از مكرر آن ( 1 ) يا از جهت عدل ووصفيت اصليه زيرا كه وصفيت عارضه معدول عنه اصليه شده است در معدول .
واسماء ثلاثة مذكوره اينجا منصوبند بر حاليت ما طاب يعنى در حالتى كه مفصل باشند به اين تفصيل دو دو و سه سه و چهار چهار .
يعنى حلال است شما را كه دو زن يا سه زن يا چهار زن نكاح كنيد ( 2 )
هامش
ومدرك محل اشكال است .
( 1 ) مانند مثنى ومثلث ومربع ومخمس ومسدس ومسبع الخ بفتح الفاء كه از مجموع اثنين واثنين وثلث وثلث واربع واربع وخمسة وخمسة ونحو ذلك معدولند ونيز مخفى نماند كه اثبات اين معنى بحسب سند محل كلام است .
( 2 ) اقول اگر گفته شود كه مقتضاى ظهور واو عاطفه جواز جمع بين زنان اعداد مذكوره است وحال آن كه در شرع مقدس اسلامى ثابت شده است كه جمع ميان زنان در عقد دائمى زياده از چهار زن جايز نيست جواب اينست كه خطاب در قول خداى تعالى ( فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ ) بر عموم مكلفين است وغرض از اتيان به صيغه ء عدل اذن بجميع ناكحين است كه اراده ء جمع بين زنان مىكنند به اين معناى كه هر يكى مىتوانند يكى از اعداد مذكوره در آيه را اختيار مىنمايد به قرينه ء صيغه ء عدل واشكال مذكور آن وقت متوجه مىشد كه به صيغه ء مفرد ( اصل عدد ) مىآورد پس وجود صيغه هاى عدل در آيه ء شريفه دلالت مىكند كه اين اعداد را توزيع فرموده در ميان داوطلبان نكاح مانند قول ( اقتسموا هذا المال ) در همين در همين ثلث ثلث واربعة اربعة .
در موقعى كه مقصود قسمت به اين قرار مىباشد . و اما اگر تلفظ به مفرد مىآوردى مانند قول واقتسموه در همين وثلث واربعة آن وقت احتمال اراده ء جمع ميان اعداد مذكوره مىرفت و از اينست كه واو را بمعنى او تفسير كرده اند .