ومخفى نيست كه آيت مذكوره بمعنى اول دالست بر آن كه سوگند بسيار خوردن سزاوار نيست و اگر چه راست باشد .
ومؤيد اينست قول خداى تعالى : ( ولا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ ) يعنى فرمانبردارى مكن هر كس را كه بسيار سوگند خورد وحقير وبىمقدار باشد در نظر مردم به سبب سوگند بسيار خوردن و در اين معنى احاديث بسيار وارد شده .
وبمعنى ثانى دالست بر آن كه سوگندى كه بر خلاف طاعت و تقوى واقع شود باطل است و به سبب آن ترك تقوى وطاعت نشايد كرد .
چنان كه در حديث نبوى وارد شده كه فرمود عبد الرحمن بن سمرة را كه ( اذا حلفت على يمين فرأيت غيرها خيرا منها فآت الذي هو خير ) يعنى هر گاه سوگند خورى بر چيزى پس بدانى ترك آن چيز را بهتر از فعل آن پس به جاى آر آن را كه بهتر است . و هر دو احتمال آيت متضمن ارتكاب خلاف ظاهر است اگر چه احتمال ثانى از بعض وجوه اوجه است ( 1 ) .
الاية السابعة قوله تعالى فى سورة البقرة ( ايضا ) : ( لا يُؤاخِذُكُمُ الله بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ
هامش
( 1 ) علامه ء طبرسى ره مىفرمايد در آيه ء شريفه دلالتى است بر جواز نقض سوگند در صورتى كه چيزى ديگرى بهتر باشد از آن چه سوگند خورده است بفعل آن .
و در اين صورت آيا كفاره واجب مىشود بر اين نقض يا نه اختلافى است در نزد اكثر فقهاء واجب است ولى در نزد فقهاء اماميه واجب نيست .
( اقول ) از آيه ء شريفه استفاده مىشود بناء بر بعض توجهاتى كه مصنف ره بيان فرمود اين كه قسم براى ترك اعمال خير جايز العمل نيست و باطل است و اين كه كثرت سوگند به ياد كردن خدا جايز نيست از جهت اين كه خدا را عرضه قرار دادن است .