ايمان بمعنى خود باشد ولام : ( لأَيْمانِكُمْ ) بمعنى تعليل باشد وقول او ( تَبَرُّوا ) بتقدير لان تبروا متعلق باشد بعرضة يا بلا تجعلوا هم چنان كه بر تقدير اول ايمان بمعنى خود است ولام متعلق است بعرضة يا بلا تجعلوا وقول او ان تبروا بتقدير اراده ء ان تبروا علت نهى مذكور است .
پس بر تقدير اول معنى آيت چنان شود كه مگردانيد خداى تعالى معرض ومعروض گردانيده شده ء سوگندهاى خود برين وجه كه نامهاى او را در زبان گيريد وبهر چيزى از چيزهاى بزرگ وخورد سوگند خوريد و اين نهى جهت آنست كه مىخواهد خداى تعالى نيكويى شما را و تقوى واصلاح شما را ميان مردم زيرا كه كسى كه سوگند بسيار خورد دلير باشد بر خداى تعالى پس لا جرم نيكوكار ومتقى نباشد و مردم اصلاح او را قبول نكنند ( 1 ) .
و بر تقرير ثانى معنى آيت چنان شود كه مگردانيد خداى تعالى را مانع عبادتها كه سوگند خوريد بر ترك آن از نيكويى با مردم و تقوى واصلاح ذات بين وبرين وجه كه ترك كنيد آن عبادتها را تا سوگند خود را راست گردانيد چنان كه عادت عرب بود كه سوگند مىخوردند كه فلان عبادت و فلان عبادت را نكنند بعد از آن سوگند را عذر آن مىگردانيدند كه آن عبادت را ترك كنند تا سوگند ايشان دروغ نشود ( 2 ) .
هامش
لانه معلوم المعنى .
( 1 ) توجيه مصنف ره موافق ظاهر آيه ء شريفه است بدون تكلف و همچنين موافق روايات وارده از اهل بيت عليهم السلام است .
( 2 ) اين معنى مناسب است با آن چه در شأن نزول آيه ء شريفه نقل كرده اند .