امر و ديگرى قول او ( وَصَّاكُمْ بِهِ ) زيرا كه متبادر از توصيه خداى تعالى به چيزى امر اوست به آن ومؤيد ومؤكد است قول او ( لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ) .
الاية الخامسة قوله تعالى فى سورة النحل : ( وأَوْفُوا بِعَهْدِ الله إِذا عاهَدْتُمْ ولا تَنْقُضُوا الأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وقَدْ جَعَلْتُمُ الله عَلَيْكُمْ كَفِيلًا إِنَّ الله يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ ) ( 91 ) .
يعنى ووفا كنيد بعهد خداى تعالى هر گاه كه عهد كنيد با او و باطل مكنيد سوگندهاى خود را بعد از محكم گردانيدن آنها وحال آن كه بتحقيق گردانيده ايد در سوگند خوردن و عهد كردن خداى تعالى را بر خود شاهد ونگهبان به درستى كه خداى تعالى مىداند آن چه مىكنيد شما .
بدان كه مراد از عهد معنى شرعى اوست ( 1 ) كه مقابل يمين است ومقصود از قول
هامش
محرمات الهى امر به وفاء عهد الهى مىكند با تعليل به اين كه خداوند آن را توصيه فرموده .
براى ياد آورى و تذكر و بنا بر اين توجيه عهد عقدى داخل آيت مىشود به جهت بودن آن از مصاديق عهد و ايمان به خدا .
خلاصه ء معناى آيت اينست :
كه بعهد خداوند متعال وفاء كنيد . و به عبادات واجب عمل نماييد . عمل به احكام مذكوره در اين آيات را خداوند به شما وصيت نموده و واجب مىكند بلكه شما هوشيار شده قبول كنيد .
نتيجه ء كلام الهى بدين قراريست :
بعهد خدا ( كه همان اعتقاد به توحيد و عمل به احكام آن است ) بايد وفا نمود از شيطان وهوى نفس نبايد تبعيت كرد ، در هر حال بايد عبادات واجبه را به موقع خود به جاى آورد و از محرمات دورى نمود .
( 1 ) نه مطلق عهد ( عهد ايمان به خدا و به رسول وى ) به قرينه ء قول او ( إِذا عاهَدْتُمْ ) زيرا كه منصرف اليه از شرط و نسبت عهد بر عهد كنندگان عهد عقدى است كه شخص در به جا آوردن عملى مشروع انشاء عهد مىكند بذكر لفظ جلاله و همچنين مراد از جمله ء ( ولا تَنْقُضُوا الأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ) يمين وسوگند به خداست نه اين كه مراد نهى از نقض