صيغه ء امر و ( ديگرى ) ذكر سؤال ازو در روز قيامت زيرا كه سؤال از غير واجب و حرام نباشد .
و معلوم است كه وفاء كردن به نذر ( بعهد ) حرام نيست پس واجب باشد .
الاية الرابعة قوله تعالى فى سورة الانعام : ( وبِعَهْدِ الله أَوْفُوا ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ) ( 152 ) .
يعنى و به عهدى كه به خدا كنيد وفا كنيد اين وفا كردن بعهد چيزيست كه فرموده است خداى تعالى شما را به آن تا باشد كه پند گيريد وفرمان بريد .
ظاهرا تقديم : ( بِعَهْدِ الله ) بر : ( أَوْفُوا ) از جهت اهتمام است نه تخصيص .
و تذكر در لغت پند گرفتن است و به ياد آوردن واينجا مناسب معنى اول است .
و اين آيت ( 1 ) نيز دالست بر وجوب وفاء كردن بعهد از دو وجه يكى صيغه ء
هامش
عهد الهى باشد وخواه عهد مردمان با يكديگر وخواه عهدى كه به واسطه ء انشاء عقد باشد مانند يمين و نذر و بنا بر اين آيه ء شريفه ارشاد مىنمايد كه كليه عهدها مورد سؤال وبازرسى قرار خواهد گرفت پس بايد متعهد از عهده ء عهد خود بر آيد تا از كيفر مخالفت نجاة يافته وپاداش تعهد خود را اخذ نمايد .
هر چند ما قبل آيه و ما بعد آن ارشاد مىنمايد كه مراد از عهد مذكور عهد ايمان به خداست و بنا بر اين عهد عقدى مشمول اطلاق آيت خواهد شد در صورتى كه بعنوان ( عاهدت الله ) باشد .
به اين معنى كه مانند عقد نذر بذكر اسم خدا انشاء بشود نه مجرد عهد كه در ميان مردم مانند وعده معمول است هر چند نقض آن هم خلاف اخلاق حميده است پس عهدى كه لازم الوفاء است آن عهديست كه داراى شرايط بوده چنان كه در فقه مشروحا بيان گرديده است .
( 1 ) آيه ء كريمه مانند آيت سابق است در دلالت بلزوم وفاء بعهد .
ومراد از عهد عهد الهى است به قرينه ء ما قبل آيت و ما بعد آن زيرا كه پس از تذكر