تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
و بهتر آنست كه در وجه تخصيص چنين گويند كه تصرف در مال غير بىتصرف در مال خود قبيحتر است زيرا كه تصرف در مال غير بر تقدير انضمام با مال خود كمتر است پس تخصيص كرد نهى را به صورت انضمام تا نهى به صورت انفراد بطريق اولى لازم آيد . و ( حوب ) در لغت گناه بزرگست پس وصف او به كبير مبالغه است در بزرگى از دو وجه زيرا كه صيغه ء فعيل نيز از براى مبالغه است و اگر تنوينها از براى تعظيم باشد مبالغه زياده شود . وپوشيده نماند كه آيت مذكوره ( 1 ) دلالت مىكند بر تحريم تصرف اولياء در مال يتيمان ( الا ما اخرجه الدليل ) و آن تصرف ايشانست در مال يتيمان به قدر معرفت بر تقدير فقر ايشان چنان كه از آيت سابق معلوم شد . الاية السابعة قوله تعالى فى سورة النساء ايضا : ( ولْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا الله ولْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وسَيَصْلَوْنَ سَعِيراً ) ( 9 ) . يعنى و بايد كه بترسند از خداى تعالى آنان كه اگر بگذارند از عقب خود فرزندان ناتوان را ترسند بر ايشان از آن كه هلاك شوند پس بايد كه بپرهيزند از قهر خداى تعالى و بايد كه بگويند سخن نيكو را به درستى كه آنان كه مىخورند مالهاى يتيمان را از روى ظلم اينست وجز اين نيست كه مىخورند مقدار پرى شكمهاى خود آتش دوزخ را زود باشد كه درآيند در آتش دوزخ ( 2 ) .
هامش
( 1 ) آيه ء كريمه دلالت مىكند بوجوب رد مال يتيمان پس از رسيدن يتيم به درجه ء كمال وحد رشد وبلوغ و به حرمت خوردن مال يتيم بلكه به حرمت تصرف اختلاطى و به اين كه تصرف خائنانه از گناهان كبيره است . ( 2 ) در تعيين مخاطب در آيه ء شريفه اقوالى ذكر كردند
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 223 | أبي الفتح الجرجاني / ميرزا ولي الله الاشراقي