جسامت يا قدر ومنزلت ( 1 ) .
و ظاهر آنست كه : ( إِسْرافاً وبِداراً ) مفعول مطلقند از ( لا تَأْكُلُوها ) بمعنى اكل اسراف واكل بدار و احتمال دارد كه حال باشند بمعنى مسرفين ومبادرين و دور نيست كه مفعول له باشد يعنى از جهت قصد اسراف وتعجيل مثل ضربته تأديبا .
واستعفاف در لغت بمعنى طلب عفت آمده وبمعنى عفت آمده يعنى اجتناب كردن از فسق واينجا مراد معنى دوم است و حمل او بمعنى اول مناسب مقام نيست ومراد از امر به اشهاد ندب است يا ارشاد زيرا كه مصلحت دنيوى نيز در آنست كه گواه گيرند از براى دفع تهمت ورد انكار .
و با در : ( كَفى بِالله ) زائد است والله فاعل كفى است برفع محل وحسيبا حالست يا تميز از حسبان بمعنى تدبير با حساب يعنى كافيست خداى تعالى از روى تدبير ودانش يا از روى حساب .
ومخفى نيست كه آيت مذكوره دلالت مىكند بر آن كه واجبست بر ولى يتيم كه محافظت مال يتيم كما ينبغى به جاى آورد تا زمان بلوغ ورشد او .
و علامت بلوغ نزد اصحاب ما احتلام است يا رسيدن به پانزده سالگى ( 3 ) يا
هامش
( 1 ) اصل اسراف تجاوز از حد است يعنى تجاوز كردن از حد مباح كه شرعا مباح نيست و اين اسراف وتجاوز گاهى در طرف افراط باشد و گاهى در طرف تفريط چنانچه و در صورت اراده افراط به صيغه ء مزيد فيه اطلاق مىكنند مانند ( وسرف يسرف اسرافا ) و در صورت اراده تفريط به صيغه ء مجرد اطلاق مىنمايد مانند ( سرف يسرف سرفا ) قال فى المنجد مادة كبير ص 709 ( كبر ) مع رمزه بضم الباء فى الماضي والمضارع ( كبرا ) بكسر الكاف وفتح الباء ( وكبرا ) بضم الكاف وسكون الباء ( وكبارة ) بضم الكاف ( فى القدر : نقيض صغر . عظم وجسم . كبر ( بضم الباء ) عليه الامر : شق واشتد .
( 2 ) چنانچه ظاهر اخبار صحاح وارده از حضرات معصومين عليهم السلام است وقول به اتمام پانزده سالگى ناشى از بىتدبرى در اخبار است زيرا كه به مجرد رسيدن