و ظاهر آنست كه خطاب در اين آيت به كسانى است كه ولى ( 1 ) و وصى يتيمان باشند و ظاهر آنست كه مراد از آزمايش در اين آيت پيروى وملاحظه ء رشد ايشانست پيش از بلوغ ايشان اگر رسيده باشند بعد از بلوغ فى الحال مال ايشان را به ايشان تسليم كنند واحتياج نشود به امتحان رشد ايشان بعد از بلوغ و الا حجر بالغ رشيد لازم آيد و آن خلاف اجماع است .
آرى اگر امتحان كنند پيش از بلوغ رشد ايشان ظاهر نشود احتياج شود به امتحان رشد ايشان بعد از بلوغ نيز وحتى در قول او ( حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ ) حرف ابتداست نه جاره ازين جهت بر جمله داخل شده و معنى سببيت وتفرع يعنى پس هر گاه كه بالغ شوند وعقل معاش داشته باشند بدهيد به ايشان مالهاى ايشان را .
و از اينجا معلوم شود كه آزمايش ايشان تا زمان بلوغ ورشد ايشانست .
ومراد از ايناس دانستن ودريافتنست و از رشد عقل معاش برين وجه كه بازى نخورند در معاملات وتصرفات كه لايق باشد به ايشان .
ومراد از اسراف در گذشتن است از حد شرعى و از بدار تعجيل كردن و : ( أَنْ يَكْبَرُوا ) بتقدير ( لان يكبروا ) است يعنى از جهت ترس آن كه بزرگ شوند وبحد بلوغ رسند زيرا كه كبر يكبر از باب علم يعلم از كبر است بمعنى پر شدن وكبر يكبر از باب شرف يشرف از كبار است بمعنى بزرگ شدن بحسب
هامش
( 1 ) مراد از ولى غير از پدر است از اجداد زيرا كه اگر خطاب آيه را تعميم به ولى صغار بدهيم تا شامل به پدر باشد آن وقت توصيف موضوع قضيه به وصف يتيم لغو خواهد شد چون كه يتيم آن را مىگويند كه پدرش در حال كودكى فوت شده باشد چنانچه گذشت و در صورت زنده بودن پدر موضوع تحقق نمىيابد چون كه وصف در موضوع بعنوان عليت اخذ شده است ولى تعميم بر اجداد عيب ندارد نه در لغت و نه در عرف چنانچه واضح است .