تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
و صلى مشهور است . وضمير ( كان ) راجع است به مقسم له كه وارثان ميتاند وقول او ( ولا نَكْتُمُ شَهادَةَ الله ) عطف است بر : ( نَشْتَرِي بِهِ ثَمَناً ) واضافي شهادة الله از جهت ادنى ملابسه است يعنى گواهى كه از جهت امتثال امر خداى تعالى وتحصيل رضاى او باشد وتنوين اذا عوض است از مضاف اليه يعنى اذا كتمنا شهادة الله . ومخفى نماند كه آيت مذكوره ( 1 ) دالست بر فضيلت وصيت كردن در آخر
هامش
( 1 ) از آيه ء شريفه احكامى چند استفاده مىشود : ( اول ) جواز شهادت كافر وقبول آن از جهت قول خداى تعالى ( أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ ) چنانچه از اخبار مستفيضه از ائمه ء هدى عليهم السلام مستفاد است . و حمل آيت بر شهادت غير از عشيره از مسلمانان بعيد است . ( دوم ) لزوم شهادت مطلقا خواه از مسلمانان وخواه از كافران در موضوع وصيت در سفر از جهت صراحت آية ( إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ ) تا اين كه حقوق كسى ضايع نشود وتعدية بر غير سفر در صورت احتياج به اقامه ء شهود و براى اثبات حق خالى از وجه نيست ( مع امكان ان يقال ان التصريح بالسفر كان من باب شدة الاحتياج فيه إلى الشهادة ) . ( چهارم ) حبس و قسم بايد در موقع شك در صدق شهادت باشد از جهت صراحت آيت ( إِنِ ارْتَبْتُمْ ) و در صورت عدم شك احتياج به سوگند خوردن ندارد . ( پنجم ) بودن قسم طبق كيفيت آن چه از آيت مستفاد مىشود به اين معنى كه سوگند ياد كنند كه شهادت موافق واقع و چيزى در تحريف شهادت نگرفته ايم هر چند خويشاوند باشند . و اين كه شهادت را كتمان نكرده ايم وگر نه از معصيتكاران هستيم . وبالجمله آيت شريفه دلالت دارد بر اين كه شهادت غير اهل الاسلام در وصيت در حال سفر با سوگند شاهدان با حبس پس از صلاة در صورت ريب و شك در اداى شهادت با كيفيت مخصوصه كه آيه تصريح مىنمايد مقبول است . ( ششم ) قسم خوردن اقرباى وراث براى خيانت شهود وصيت متوفى را وادار مىكند كه شهادت را به همان قسم كه واقع شده اداء كنند . ( هفتم ) شهود متوفى از ترس رسوايى و روشن شدن دروغ جرأت به شهادت دروغ