متعين بود آن كه وارثان بديل سوگند خورند بعدم علم وسوگند ايشان از اين قبيل بود ( 1 ) وبرين تقدير مراد از شهادت در آيت ثانيه يمين باشد به قرينه ء سبب نزول بنا بر آن كه يمين از مدعى عليه به منزله ء شاهد است از مدعى ليكن در آيت اول بمعنى خود است .
هامش
( 1 ) خلاصه ء تفسير آيه ء شريفه اينست : اگر از اطراف واكناف معلوم شد كه شهود مستحق گناه شده و شهادت دروغ داده اند در آن صورت دو نفر شاهد ديگر در جاى آنها ايستاده به دروغ بودن شهادت آنها شهادت مىدهند ( دروغ بودن شهادت شهود اولى بدون شهادت شاهدين قبول نمىشود ) شهود ثانوى براى شهادت دادن اگر از اقرباء باشند بهتر است زيرا ايشان اولى ومستحقترند يغنى شهود ثانوى دو نفر از وارث خواهند بود كه با ملاحظه ء خيانت شهود اولى به جاى آنها قيام مىكنند و به خدا قسم مىخورند كه اين شهود به دروغ قسم خوردند ( دو نفر شاهد از وارث به دروغ بودن قسم شهود اولى قسم خورده چنين مىگويند ) البته شهادت ما براى قبول شدن از شهادت شهود اولى لا يقتر مىباشد و ما در اين شهادت خود از حد ( حق ) تجاوز نكرده دروغ شهادت نمىدهيم وگر نه از ظالمين خواهيم بود .
قسم خوردن اين وارث براى خيانت شهود وصيت نزديكتر است تا اين كه شهود متوفى به شهادت آنها راضى نشده و از شهادت به خيانت آن نرسيده شهادت را به همان قسم كه واقع شده اداء كرده خيانت نكنند و با اين كه شهود بترسند از اين كه اگر شهادت دروغ بدهند بعد از آنها شهود ديگر قسم خورده و به دروغ آنها شهادت بدهند آن وقت دروغ آنها آشكار شده رسوا شوند . اى شهود از خداوند تعالى بترسيد شهادت دروغ ندهيد احكام الهى را شنيده اطاعت كنيد كتمان شهادت و شهادت دروغ دادن عمل فسق است در حقيقت خداوند تعالى اشخاص فاسق را به طرف حق هدايت نمىكند .
اقول : قد قال جمع بنسخ ما يستفاد من الآية من قبول شهادة غير المسلم من الكفار ( الذمى ) بآية ( وأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ ) ( الطلاق ) وقد حققنا فى اثبات الايات ج 1 ص 148 محكمية الآية وان اعتبار العدالة المستفادة من الآية كانت فى الطلاق والآية الاولى كانت فى الوصية .