شود تا معلوم شود كه ظهور اين آيت عظمى بحسب التماس ابراهيم ( ع ) واقع شد ونيز معلوم شود كه عدم حصول عين اليقين بعد از حصول علم اليقين منافى عصمت ابراهيم ( ع ) نيست .
و در بعض روايات از امام رضا ( ع ) وارد شده كه در تفسير اين آيت فرمود كه حق تعالى گفته بود به ابراهيم ( ع ) كه يكى را از بنده هاى خود خليل ودوست خود خوانده ام كه اگر خواهد از من جهت او مرده زنده گردانم وابراهيم ( ع ) گمان برده بود كه آن بنده ء اوست پس از اين جهت سؤال كرد كه بار خدايا چگونه مرده را زنده مىگردانى و چون خداى تعالى گفت كه مگر ايمان نياورده اى به قدرت كامله ء من گفت ايمان آورده ام ليكن سؤال من از جهت آنست كه تسلى يابد دل من در تحقيق آن كه مرا خليل ودوست خوانده اى يا ديگرى را .
وقول او ( فَصُرْهُنَّ ) مأخوذ است از صور به تحريك بمعنى اماله يعنى متوجه گردان بسوى خود اين مرغان را وجمع كن ايشان را نزد خود بعد از آن بكش ايشان را وپاره پاره كن و بر سر كوهى از كوهها حاضر پاره اى بنه بعد از آن بخوان آن پاره ها را تا به بينى كه خداى تعالى چگونه زنده مىگرداند آنها را وچگونه پاره هاى متفرقه مجتمع مىگردد نزد تو وزنده مىشود به قدرت خداى تعالى .
ومراد از قول او ( و اعلم ) علم يقين اولى است زيرا كه اصل علم يقين حاصل بود ابراهيم ( ع ) را .
وغرض از ايراد اين آيت در اين مقام آنست كه شيخ رحمة الله عليه استدلال كرده به اين آيت بر آن كه اگر كسى وصيت كند به آن كه جزئى از مال او را به فلان دهند عشر مال او را به او بايد داد .
ووجه استدلال آنست كه خداى تعالى عشر اجزاء آن چهار مرغ را جزئى
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 205
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٢٠٥