كتاب الوصية
اين كتاب در بيان وصيت است و آن چه ملحق است به او و وصيت در اصل لغت اسمى است بمعنى وصل از وصا يصى بمعنى وصل يصل ( 1 ) و در شرع عبارتست از مالك گردانيدن كسى عينى را يا منفعتى را بعد از موت خود ( 2 ) ووجه تسميه آنست كه وصيت شرعى مستلزم متصل گردانيدن تصرف بعد از موت است به تصرف قبل از موت ( 3 ) و در اين كتاب ده آيتست :
هامش
( 1 ) و يا بمعنى عهد از اوصى يوصى ايصاء و از اينست قوله تعالى ( وأَوْصانِي بِالصَّلاةِ والزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا ) اى عاهدني بالصلاة وأمرني بحفظها واقامتها .
چنانچه مىگويند : اوصى ايصاء فلانا بكذا : عهد اليه فيه .
و مثل اينست يوصى ( بالتشديد ) توصية فلانا بكذا اى عهد اليه فيه .
ووصية در تمام موارد اشتقاق بمعنى واحد استعمال شده است .
و آن معنى عهد است از جهت اطراد معناى عهد در كليه موارد استعمال و در تمامى مشتقات آن .
( 2 ) وصيت بمعنى جعل خلافت و ولى عهد قرار دادنست خواه در لغت وخواه در شرع وعرف عام به اين معنى كه موصى در حال زندگى و اختيار ديگرى را خليفه و ولى عهد خود گردانيده كه پس از فوت وى مثل او در امورات وى تصرف بكند و اين عهد وجعل خلافت گاهى متعلق باشد بحفظ اولاد وى و گاهى راجع به تصرف در اموال طبق موارد تعيين شده و گاهى راجع به تصاحب اموال به قدرى كه وصيت نموده تا بعد ثلث و گاهى به انجام وظايفى كه تعيين نموده است از قبيل عبادات وصدقات و ساير اعمال توصيه شده .
( 3 ) و بنا به گفته ء ما موصى خلافت در حال زندگى خود را متصل گردانيده به خلافت وى پس از مرگ .
به اعطاى خلافت و ولى عهد گردانيدن ديگرى را چنانچه در شرح وصيت عروة الوثقى مفصلا بيان كرده ايم .