ووجه ترديد ميان سماع وتعقل آنست كه طريق معرفت احكام شرعيه اين دو است .
وسعير بمعنى آتش است از سعر بمعنى افروختن آتش واينجا مراد آتش دوزخ است .
واعتراف بمعنى اقرار است از معرفت زيرا كه ناشى از معرفت است .
و ( سحق ) بمعنى بعد است از سحق بضم عين بمعنى بعد وتقدير چنانست كه سحق اصحاب السعير سحقا فعل را حذف كرده اند ومصدر را به جاى او نهاده اند ومتعلق گردانيده اند به فاعل او به واسطه ء لام از براى بيان اختصاص وتصريح به آن مثل قول او ( بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ) و بر اين قبيل است قول عرب ( خلافا لفلان ) .
وپوشيده نماند كه اين آيت دلالت مىكند بر صحت اقرار ( 1 ) واو اخبار است از ثبوت حق واجب در ذمه ء مخبر بر وجهى كه واجب شود برو اداى آن حق خواه حق الله باشد مثل عقوبات وحدود وتعزيرات در اقرار بكفر وجنايات مستوجبه ء آنها وخواه حق الناس باشد مثل مال ونسب در اقرار به آن .
ووجه دلالت قول اوست : ( بَلى قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنا ) كه اقرار است به تكذيب پيغمبران وكفر به ايشان وقول : ( فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ ) كه صريح است در اقرار كفار به گناه خود وقول او ( فَسُحْقاً لأَصْحابِ السَّعِيرِ ) كه صريح است در ترتب حكم بر اقرار مذكور .
هامش
( 1 ) نفوذ اقرار عاقلان بر ضرر خودشان امريست ثابت در نزد عقلاى عالم وحكمى است كه به واسطه ء عقل درك مىشود ودلالت آيات وسنت حضرت رسول ( ص ) بر انفاذ آن از روى ارشاد به حكم عقلى است نه بعنوان مولويت چنانچه در موردش مفصلا بيان گرديده است .