و گاهى عاريه را بر نفس آن مال اطلاق كنند .
و بر هر تقدير مأخوذ است از عار بمعنى عيب يعنى منسوب به عيب زيرا كه طلبيدن عاريه و گرفتن او موجب عار است در عرف يا از اعاره كه مشتق است از عار بمعنى ذهب ورجع زيرا كه عاريت مىرود از دست مالك وباز مىگردد به او يا از عارى بمعنى برهنه و خالى يعنى منسوب به عارى از جهت خالى بودن او از عوض .
ووجه دلالت آنست كه امر به مطلق تعاون بر نيكى شامل است عاريه را و صيغه ء امر اگر دلالت بر وجوب نكند بنا بر قرينه صارفه ( 1 ) دلالت بر افضليت وارجحيت مىكند .
ونزديكست به اين آيت در دلالت بر افضليت عاريه آخر سوره ء ماعون و آن قول خداى تعالى است : ( فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ ويَمْنَعُونَ الْماعُونَ ) .
يعنى پس واى مر نماز كنندگان را كه ايشان از نماز خود غافلانند آن چنان كسان كه ايشان با ريا نماز مىكنند وباز مىگيرند ونمىدهند به مردم چيزى را كه عادت چنانست كه يارى مىدهند به آن يكديگر را زيرا كه ماعون به اين معنى شامل است عاريه را .
پس آيت مذكوره دلالت مىكند بر مذمت ترك عاريه و از اينجا لازم آيد
هامش
( 1 ) مراد از قرينه ء صارفه عبارت است از وقوع امر به تعاون بر برّ و تقوى پس از نهى از اعتداء وظلم ودشمنى به عداوت عده ء از كفار كه مانع از دخول به مسجد حرام شدند وحال آن كه قول او سبحانه ( ولا تَعاوَنُوا عَلَى الإِثْمِ والْعُدْوانِ ) وقول او ( واتَّقُوا الله إِنَّ الله شَدِيدُ الْعِقابِ ) قرينه است كه مراد از امر به تعاون وجوبست پس صرف ظهور امر از وجوب به استحباب محتاج به اقامه ء برهانست .