تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
واذا حكمتم بين الناس ان تحاكموا بالعدل از قبيل عطف دو معمول بر دو معمول يك عامل و كلمه ء ما در : ( نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ ) نكره ء موصوفه است منصوبه بنا بر آن كه تميز است از ضمير مبهم مستتر در نعم كه فاعل اوست يا موصوله است مرفوع به فاعليت نعم بر هر تقدير مخصوص به مدح محذوفست يعنى ذلك واو اشارتست به اداء امانت و حكم به عدل . و تحقيق اين جمله از آن چه سابقا در آيت : ( إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ ) مذكور شد مستفاد گردد . وكان در قول او ( إِنَّ الله كانَ ) زايده است يا بمعنى دوام در زمان ماضى . ومخفى نيست كه آيت مذكوره دالست بر صحت ايداع ( 1 ) واو نايب گردانيدن
هامش
( 1 ) آيه ء شريفه ء صريح است در اين كه اداء امانت واجب است خواه امانت خدائى باشد ( از قبيل اوامر ونواهى وتكاليف الهية وولاية ولى امر ) وخواه امانت مردم باشد ( از قبيل حقوق مالى ونحو آن ) چنانچه از روايات وارده در تفسير آيه ء شريفه مستفاد مىگردد . و اين معنى جامع بين اقوال است هر چند انطباق آيه بر توصيه ء حقوق ولاة امر وامر به اداء وحفظ حقوق ايشان وتوصيه ء حقوق مردم بر ولاة امر از حج از حمل به توصيه بخصوص حقوق مردم است . به قرينه ء آيه ء ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا الله وأَطِيعُوا الرَّسُولَ وأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ ) كه امر فرموده به اطاعت خدا ورسول ( ص ) و ولى امر كه حضرات معصومين هستند پس از امر به اداء امانت وامر به رفتار عدالتى در حكم . خلاصه آن چه مستفاد مىشود از آيه ء اينست : 1 - امانتها را بايد به صاحبش مسترد كرد . 2 - در قضاوت نبايد بين دو طرف تفاوت گذاشت و يا رشوه گرفت وطرفدارى نمود . 3 - حكم بايد از روى حق وعدالت صادر شود . 4 - بزرگوارى شخص با اطاعت از قوانين محرز مىگردد اشخاص بزرگ نبايد در مخاصمه برترى فروشى نمايد .