( يكى ) مخلوط شدن دو ملك يا بيشتر با هم به حيثيتى كه از يكديگر ممتاز نباشد .
( دوم ) مالك شدن دو كس يا بيشتر يك چيز را به بيع و غير آن از عقود شرعيه .
( سوم ) وارث بودن دو كس يا بيشتر يك ميت را در ميراث او ( چهارم ) جمع كردن دو كس ( 1 ) يا بيشتر يك چيز مباح الاصل را مثل علف وحطب صحرا به يك بار ( 2 ) .
الاية الرابعة قوله تعالى فى سورة الجمعة : ( فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الأَرْضِ وابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ الله واذْكُرُوا الله كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ) ( 9 )
يعنى پس هر گاه به جاى آورده شود نماز جمعه پس پريشان شويد در زمين و طلب كنيد از نعمت خداى تعالى و ياد كنيد خدا را شايد كه رستگارى يابيد .
تفسير اين آيت نيز با تحقيق او در كتاب صلاة گذشت وغرض از ايراد او اينجا آنست كه :
بعضى فقهاء استدلال كرده اند به آن ونظاير او بر صحت مضاربه ( 3 ) واو عبارت
هامش
( 1 ) اين قسم شركت مورد خلافست در ميان فقهاء اماميه جمعى قائلند بر اين كه شركت ابدان جايز نيست و بنا بر اين هر يكى از دو نفر مالك جمع آورى خود باشد از جهت بطلان چنين شركت مگر اين كه پس از جمع مخلوط نمايند آن وقت شركت قهرى مىباشد .
وجمعى قائلند بر صحت شركت ابدان و بنا بر اين به مجرد جمع آورى شركت تحقق پيدا مىكند ودليل بر بطلان چنين شركت غير از اجماع منقول چيزى قائم نشده است .
( 2 ) ( الثالث ) مبحث مضاربه و در آن يك آيت مذكور است .
( 3 ) مستفاد از آيه ء شريفه اباحه ء كسب و طلب روزى از فضل خداست چون كه مراد از امر اباحه است به جهت وقوع آن پس از حظر واستدلال به صحت مضاربه بعنوان اطلاق ابتغاء وكسب است نه بعنوان دلالت خاصه البته مضاربه هم يكى از انحاء واقسام كسب در ميان عقلاء است واستدلال به صحت مضاربه از آيه ء ( أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ) بهتر است از استدلال