توابع دين است و بر وجوب اداى امانت و بر تحريم كتمان شهادت ليكن به شرط عدم خوف ضرر از آن شهادت .
الاية الخامسة قوله تعالى فى سورة يوسف ( ع ) : ( قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ ولِمَنْ جاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وأَنَا بِهِ زَعِيمٌ ) ( 72 )
يعنى گفتند ملازمان يوسف عليه السّلام كه گم كرده ايم مشربه ء ملك مصر را ونمىيابيم آن را ومر كسى راست كه بياورد آن را بار شترى غله حق السعى او و من به آن بار شتر ضامنم ( بدان كه ) صواع مشربه ء بود كه پادشاه مصر در او آب مىخورد وزر اندود بود و بعضى گفته اند كه از مرصع بود به جواهر بعد از آن گردانيده بودند آن را صاعى كه به آن غله پيمان مىكردند وصاع نيز قرائت كرده اند وقول او ( ولِمَنْ جاءَ بِهِ ) تا آخر مقول قول مناديست كه نداء كرد وگفت : ( أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ ) يعنى اى مردم كاروان به درستى كه شما هر آينه دزدانيد و احتمال دارد كه مقول قالوا
هامش
( 1 ) شرط بودن قبض در صحت وتحقق رهن چنانچه گذشت .
( 2 ) - صحيح نبودن رهن از چيزهائى كه قابل استيفاء حق نيستند مانند اعيان و چيزهائى كه شرعا قابل تملك نيستند ( شراب و خوك وآلات قمار وآلات لعب وموسيقى ) .
از جهت اين كه فائده ء رهن همانا استيفاء حقست از مال رهن شده و پس از آن كه قابل استفاده نشد آن وقت حكمت رهن لغو خواهد شد .
( 3 ) - اين كه مال رهن شده بعنوان امانت مالكية است از جهت استيفاء حق در صورت انكار مديون پس اگر تلف شود ضمان لازم نمىآيد مگر در صورت خيانت .
( 4 ) - اين كه مرتهن اولى ومقدم است در استيفاء حق خود از مال رهن از ساير طلبكاران تا اين كه فائده ء رهن لغو نشود .
( 5 ) - اين كه رهن در قبال دين و حق ثابت تشريع شده است .
( 6 ) - كتمان شهادت جايز نيست از جهت نهى از كتمان در موقع تقاضاى شهادت يكى از راهن ومرتهن .
( 7 ) - و اين كه انكار شهادت از گناهان كبيره است .