تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
باشد به اعتبار كل واحد يعنى هر يك از ملازمان يوسف عليه السلام گفتند كه هر كس بياورد آن را حق او يك شتر بار غله است و من ضامنم كه آن شتر غله را به او رسانم . ومخفى نماند كه اين آيت دلالت مىكند بر صحت دو عقد از توابع دين ( يكى ) عقد جعاله و آن عقديست كه به منزله ء عقد اجاره ليكن اجر عمل اينجا كه او را جعل خوانند جايز است كه مجهول باشد چنان كه قول او ( ولِمَنْ جاءَ بِهِ ) حمل بعير دالست بر آن ( دوم ) عقد ضمان و آن عقديست موضوع از براى متعهد شدن نفسى يا مالى زيرا كه قول او ( زعيم ) مشتق از زعامت وزعامت بمعنى ضمانست و به اين معنى است زعيم در قول او ( سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعِيمٌ ) كه در سوره ء القلم واقع است . ووجه دلالت آيت مذكوره بر عقدين مذكورين آنست كه دلالت مىكند بر مشروطيت اين دو عقد در شرع يوسف عليه السّلام و اصل آنست كه منسوخ نشده باشد پس ثابت شود كه در شرع ما نيز صحيح باشد و تفصيل احكام جعاله وضمان در كتب اصحاب مسطور است . الاية السادسة قوله تعالى فى سورة النساء : ( لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ ) ( 114 ) يعنى نيست هيچ نيكى در بسيارى از راز گفتنيهاى قوم تو اى محمد مگر آن كس كه امر كند در آن راز گفتن به صدقه دادن يا به كار نيك ديگر يا به صلح انداختن ميان مردم ( 1 )
هامش
( 1 ) از آيه دو چيز مستفاد مىشود : 1 - اين كه پنهان حرف زدن در مجمع عمومى و يا در محضر شخصى سومى گناه بزرگ
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 167 | أبي الفتح الجرجاني / ميرزا ولي الله الاشراقي