يا مراد از صدقه مطلق صدقه باشد و از معروف مطلق خيرات از قبيل تعميم بعد از تخصيص .
وقول او ( أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ ) تخصيص بعد از تعميم ومراد از اصلاح بين الناس مصالحه كردن وصلح انداختن است ميان مردم جهة رفع نزاع وخصومت از ميان ايشان .
ومخفى نيست كه آيت مذكوره ونظاير او مثل آيت : ( والصُّلْحُ خَيْرٌ ) وآيت : ( وأَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ ) و غير آن دلالت مىكنند بر فضيلت وخيريت صلح كه از توابع دين است زيرا كه ذكر صلح در آيت مذكوره در مقام مدح واقع شده و در آيات ديگر ظاهر است .
و چون ذكر صلح در آيات مذكوره مطلق واقع شده دلالت كند بر صحت مطلق صلح خواه با اقرار باشد وخواه با انكار خواه مصالح عليه معلوم باشد وخواه مجهول خواه عين باشد وخواه دين وخواه منفعت وخواه غير آن .
ونيز دلالت كند بر آن كه صلح فرع عقد ديگر نباشد بلكه عقدى باشد على حده اگر چه قايم مقام عقود ديگر واقع شود .
واشارت بعموم موارد او وشمول فوايد اوست قول خداى تعالى : ( والصُّلْحُ خَيْرٌ ) و از اين جهت مشهور شده است ميان خواص وعوام به سيد الاحكام .
الاية السابعة قوله تعالى فى سورة الكهف : ( قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ ولْيَتَلَطَّفْ ولا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً ) ( 19 )
يعنى گفتند اصحاب كهف يكديگر را كه پروردگار شما داناتر است به مدت توقف شما در اين غار پس بفرستيد يكى از خودها را با نقره اى كه داريد اين نقره
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 169
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص١٦٩