تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
ونيز متبادر از اعراض اجتنابست و : ( الْجاهِلِينَ ) لفظ عامست متناول سفله وصحت روايت اول معلوم نيست . و روايت امام صادق ( ع ) منافى معنى متبادر نيست پس اولى آنست كه آيت محمول شود بر معنى متبادر و بر اين تقدير دلالت كند بر هر دو مدعى . الاية الثامنة قوله تعالى فى سورة ص : ( إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وتِسْعُونَ نَعْجَةً ولِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وعَزَّنِي فِي الْخِطابِ ) ( 23 ) يعنى به درستى كه اين شخص كه برادر منست مر او راست نود و نه ميش ومرا است يك ميش پس گفت اين برادر من كه مالك ومتكفل يك ميش خود گردان مرا ، وغالب شد بر من در نزاع وجدال ، اينست مجمل معنى آيت ( 1 ) و تفصيل آن بر وجهى كه از سابق ولا حق آيت وتفاسير مستفاد مىگردد آنست كه داود على نبينا وآله وعليه السّلام اوقات خود را بر اشغال خود تقسيم كرده بود يك روز به عبادت مشغول مىبود و يك روز بقضاء و يك روز به وعظ و يك روز به ضروريات خانه ء خود او را نود و نه
هامش
( 1 ) ظاهر از سابق و ( لا حق ) آيه اينست كه اين سؤال براى امتحان در قضاوتست و حكم حضرت داود « ع » بعنوان قضيه ء تقديريه بوده نه بطور قضيه ء حقيقى بمعنى اين كه در صورت بودن نود و نه رأس ميش براى خصم ، خواستن و يك رأس ميش برادرش براى اضافه كردن ظلم است نه اينك كه از باب قضاوت در مورد منازعه است از جهت اين كه صاحب ميش واحد اقرار كرد كه ميش من را مطالبه مىكند كه بدهم بر وى نه اين كه خصم مدعى ملك آنست و حضرت داود « ع » هم بعنوان تقدير وفرض حكم كرد به اين معنى اگر اين ميش مال تو باشد خواستن وى ظلم است وغايت از اين سؤال امتحان داود در غير مسند قضاوت است و از اينست كه حضرت داود « ع » پس از فهميدن حقيقت مسأله استغفار نمود از خداوند كه امر قضاء را بر وى ميسر واصلاح حال آن كند ولا جرم استغفار حضرت داود « ع » بر سبيل انقطاع به طرف خدا وبعنوان خضوع وكرنش بوده است نه از جهت حصول گنه وقول خداى تعالى ( فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ ) بعنوان جزاء است يعنى قبول كرديم دعوت وى را به درستى كه مر او راست كرامتى در نزد ما و محل نيكو در بهشت .
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 146 | أبي الفتح الجرجاني / ميرزا ولي الله الاشراقي