ايشان را سبب آنست كه قياس كرده اند بيع با ربا را به بيع بىربا در حلال بودن وحال آن كه بيع بىربا حلالست وبيع با ربا حرام پس قياس مذكور قياس حرام است به حلال و بر اين تقدير ظاهر آن بود كه گفته شود انما الربا مثل البيع زيرا كه مقصود قياس رباست به بيع نه قياس بيع به ربا ونكته ء عدول از اصل ، مبالغه است در حلال بودن ربا ، چنان كه گويا او اصلى است در حلال بودن وبيع فرع از قبيل تشبيه مقلوب مثل قول عرب ( بداء الصباح كانه وجه الخليفة ) يعنى ظاهر شد صباح مثل روى خليفه يعنى روى خليفه مثل صباح است و احتمال دارد كه مراد قياس نباشد بلكه بيان مساوات باشد ميان بيع و ربا در نفس الامر و فرق كردن خداى تعالى ميان ايشان به تحليل يكى وتحريم ديگرى بر وجه احتراز بر خداى تعالى برين تقدير قول او ( وأَحَلَّ الله الْبَيْعَ ) همه مقول قول ربا خواران باشد هم چنان كه بر تقدير اول رد قول ايشانست ومراد از موعظه نهى است به قرينه ء مقام وقول او ( فَانْتَهى ) و معنى قول او ( فَلَهُ ما سَلَفَ ) آنست كه ربا خوردن سابق بر نهى را خداى تعالى به او مىبخشد ومؤاخذه نمىكند ( 1 )
هامش
است ربا هم حلال است .
و اين سخن موجب كفر وسبب استحقاق خلود در آتش است .
( 1 ) مراد از ما سلف مال ربوى است كه به واسطه ء معامله اخذ وجمعآورى شده است پس اگر آن مال و زياده موجود است بايد به صاحبش برساند در صورت معرفت صاحب مال و يا وارث آن و در صورت نشناختن مالك بايد صدقه كند و اما زمانى كه عين مال ربوى موجود نباشد آن وقت خداوند مىبخشد آن را يعنى آن چه از مال ربا فوت شده معفو عنه است و اما آن چه باقى است بايد از عهده اش برآيد چنانچه از اخبار هم اين معنى مستفاد مىشود ، پس مراد از ما سلف در آيه مانند ما مضى در اخبار راجع بمال است نه عبارت از عمل ربا است و نه مطلق مالى كه بعنوان ربا اخذ شده تا اين كه شامل باشد بمال ربوى موجود چنانچه جمعى گفته اند پس ما سلف مساوق ما مضى و تلف