و دور نيست كه جمله ء مذكوره محلا منصوب صفت معايش باشد بحذف عايد يعنى قليلى از معايش را شكر مىگوييد يا شكر قليل يا در وقت قليل شكر مىگوييد معايش را .
و اين آيت نيز مثل آيت گذشته دالست بر صحت اكتساب وجه معيشت ( 1 ) از نباتات بطريق مختلفه ء آن .
الاية الثالثة قوله تعالى فى سورة البقرة : ( يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً ولا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ) ( 168 )
يعنى اى گروه مردم بخوريد از آن چه در زمين است از جنس گياه حلال پاك وپيروى مكنيد گامهاى شيطان را به درستى كه شيطان مر شما را دشمن هويداست .
ظاهر آنست كه كلمه ء من در مما بمعنى تبعيض باشد يعنى بخوريد چيزى را كه بعضى از چيزيست كه در زمين است .
و احتمال دارد كه من اسمى باشد بمعنى بعض يعنى بخوريد بعض آن چيزى را كه در زمين است .
وبهر تقدير مراد نباتاتست كه از زمين حاصل مىشود وقول او ( حَلالًا ) صفت مفعول ( كلوا ) است يا حال است از او يا مفعول كلوا است .
وقول او ( مِمَّا فِي الأَرْضِ ) حال ازو مقدم بر او وطيبا تأكيد حلالا است يا حلالا اشارتست بحسن شرعى وطيبا بحسن شرعى و يا طيبا بحسن طبيعى .
و در قول او ( خُطُواتِ الشَّيْطانِ ) اينجا چهار قرائتست ( 2 ) : ضمتين و
هامش
( 1 ) آيه ء شريفه دالست بر ترغيب اكتساب از نعمتهايى كه در روى زمين يا در كمون آن قرار گرفته است از معادن و همچنين دالست بر ذم كسانى كه استفاده نمىكنند از نعمتهاى الهى به قرينه ء ( قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ ) .
( 2 ) قال العلامة الطبرسي ره فى المجمع ج 1 ص 251 قرء نافع وابو عمرو وحمزة