خداى تعالى وبس است همين جهت فضيلت ايشان مر كسى را كه متصف است به ايشان
و در اين باب سه آيتست :
الاية الاولى قوله تعالى فى سورة آل عمران : ( كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وتُؤْمِنُونَ بِالله ) ( 110 )
يعنى هستيد شما اى مؤمنان بهترين جماعتى كه بيرون آمده است از عدم بوجود از براى نفع گرفتن از يكديگر برين وجه كه امر مىكنند يكديگر را بمعروف و نهى مىكنند يكديگر را از منكر و ايمان مىآورند به خداى تعالى .
بدان كه قول او ( كُنْتُمْ ) احتمال دارد كه از كان تامه باشد و : ( خَيْرَ أُمَّةٍ ) حال از فاعل او .
و احتمال دارد كه ( از كان ) ناقصه باشد و خير أمة خبر او .
و بر هر تقدير مراد بيان خيريت ايشانست در نفس امر در زمان گذشته مثل زمان حال يا مراد خيريت ايشانست در علم خداى تعالى در ازل يا در كتب پيغمبران گذشته .
و بر تقدير ( كان ) ناقصه مىتواند بود كه زايده باشد مثل قول خداى تعالى : ( كانَ الله سَمِيعاً بَصِيراً ) و احتمال اخير ظاهرتر است ( 1 )
هامش
( 1 ) در محل ديگر تحقيق شده است كه افعال ناقصه براى ايجاد ارتباط بين مبتدا وخبر وضع شده و غير از معنى مبتدا وخبر ( نسبة خبر به مبتداء ) به چيزى دلالت نمىكند بلكه مثل ضماير ايجاد ارتباط مىنمايد والبته صيغه ماضى براى اثبات تحقق نسبة فاعل است و بنا بر اين چنين مىشود معناى آيه اينست كه شما بهترين امت هستيد از جهت اين كه اخراج وايجاد شده ايد براى اصلاح جامعه كه امر بمعروف و نهى از منكر كنيد در حالى كه ايمان آورده باشند به خدا .