تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
مكه مرتد شدند وباز كفر را اختيار كردند به طوع ورغبت به جهت فتنه انگيزى كافران . و بعضى از ايشان به اكراه كلمه ء كفر بر زبان راندند مثل عمار . و بعضى با وجود اكراه اصرار نمودند بر اسلام تا كشته شدند مثل پدر عمار و مادر او ياسر وسميه . چنان كه روايت كرده اند كه سميه را بستند وحربه ء در عورة وى كردند تا هلاك شد وگفتند كه تو به طمع مردان مسلمانان اسلام آورده اى پس سزاى تو اينست وياسر را نيز با او بقتل آوردند . وعمار به زبان گفت آن چه مىخواستند ونجات يافت پس خبر ايشان رسيد به رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلَّم و مردم گفتند كه عمار كافر شده است . آن حضرت فرمود كه حاشا به درستى كه عمار پر است از ايمان از فرق تا قدم و ايمان آميخته شده است به گوشت او و خون او . وعمار نزد پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلَّم آمد گريان وقصه را تقرير نمود . پس اين آيت نازل شد بعد از آن پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلَّم پرسيد از عمار كه چه كردى گفت بد كردم يا رسول الله نگذاشتند مرا تا آن كه در حق تو بد گفتم وبتان ايشان را به نيكى ياد كردم . فرمود كه دل خود را در آن وقت چگونه يافتى . گفت بر اعتقاد خلوص ايمان . پس آن حضرت چشمهاى او را از اشك پاك كرد وگفت اگر نوبت ديگر با تو اين عمل كنند تو نيز آن چه گفتى باز بگوى . وافتراء در لغت دروغ گفتن واختراع كردن دروغ است .
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 92 | أبي الفتح الجرجاني / ميرزا ولي الله الاشراقي