و بحث كن به ايشان به مقدمات مشهوره يا مسلمه بطريق كه آن بهتر است به درستى كه پروردگار تو داناتر است به آن كسى كه گمراه شده است و دور افتاده از راه پروردگار تو واو داناتر است به آنان كه راه راست يافته اند .
مراد از خواندن بسوى خداى تعالى به حكمت اثبات حقيت اسلام است بر منكران اسلام بدليل قطعى .
ومراد از خواندن به موعظه نيكو اثبات آنست بر ايشان به مقدمات مشهوره يا مسلمه بطريق ملايمت ورفق نه بطريق غلظت وتندى .
ومفهومات مذكوره اشارتند بطريق برهان وخطابت وجدل كه سه صناعتند از صناعات خمس كه در طريق نظر واستدلال معتبرند و آن صناعات سه گانه ء مذكور است با مغالطه وشعر .
وترديد در ميان اين سه طريق مذكوره از جهة آنست كه مدار مغالطه وشعر بر كذبست و شبيه به كذب و هيچ كدام ازيشان مناسب حال اهل حق نيست به تخصيص پيغمبران واوصياى ايشان .
وطريق بحث مناسب ايشان منحصر است در برهان نسبت به خصمى كه طبع اعلا داشته باشد .
وخطابت نسبت به خصمى كه طبع ادنى داشته باشد .
وجدل نسبت به خصمى كه طبع اوسط داشته باشد .
و چون مرتبه ء اوسط فرع طرفين است جدل تأخير يافت از خطابه نيز .
وقول او ( إِنَّ رَبَّكَ ) تا آخر اشارتست به آن كه حق نبى و امام دعوت مخالفانست به ايمان بطريق مذكوره خواه هدايت يابند وخواه بر ضلالت خود بمانند وخداى تعالى داناتر است به حال
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 90
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٩٠