تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
اين آيت اشارت تنبيه است بفتح ونصرت پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلَّم در غزوه ء بدر . وقصه ء آن چنان بود كه جبريل عليه السّلام خبر داد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلَّم را كه قافله ء قريش از شام مراجعت نموده متوجه مكه است و در آن قافله پانصد شتر است كه بار كرده شده است از متاع شام و چهل سوار است و از آن جمله ابو سفيانست وعمرو بن عاص وعمر بن هشام . و پيغمبر خبر داد مسلمانان را ازين مضمون وامر فرمود ايشان را كه متوجه شوند بسوى آن قافله بعضى ازيشان به قبول تلقى نمودند و بعضى تعلل وتكاهل ورزيدند پس بيرون رفتند از مدينه به قصد قافله و چون خبر توجه پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلَّم بابى سفيان رسيد مردى ضمضم نام به اجاره گرفت بده دينار وفرستاد به مكه تا اهل مكه را خبردار كردند و پيش از آن تاريخ به سه روز عاتكه دختر عبد المطلب در خواب ديده بود كه مردى بالا رفت بر كوه ابو قيس يا فرشته فرود آمد از آسمان بر كوه ابو قيس و بر هر تقدير سنگى از آن جدا كرد وانداخت او را بر بالاى مكه پس هيچ خانه نماند كه در او پارچه از آن سنگ نيفتاد پس از مهابت اين خواب بيدار شد و به عباس خبر داد . و چون ابو جهل شنيد گفت كه مردان بنى عبد المطلب دعوى پيغمبرى كردند پس نبود كه اين زمان زنان ايشان نيز دعوى پيغمبرى مىكنند . پس چون از خواب مذكور دو روز گذشت ضمضم رسيد و به آواز بلند فرياد زد كه آل طالب دريابيد قافله ء خود را كه محمد واصحاب او قصد ايشان دارند پس ابو جهل بيرون آمد و فرياد برآورد كه زود باشيد كه بر اسبان خود سوار شويد وقافله و اموال خود را دريابيد كه اگر محمد واصحاب او برسند به قافله ء شما هر گز رستگارى نخواهيد يافت پس همه اكابر قريش مسلح ومكمل بيرون رفتند
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 61 | أبي الفتح الجرجاني / ميرزا ولي الله الاشراقي