تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
و همراه خود جمعى از جوانان را بردند كه دف مىزدند و چون بيرون رفتند از مكه خبر به ايشان رسيد كه قافله به كنار دريا رسيد و از محل خطر گذشت وخلاص شد . و بعضى گفتند كه بر مىگرديم به مكه ابو جهل گفت نى والله بر نمىگرديم تا آن كه شترها بكشيم وشرابها بخوريم وعرب بشنود كه محمد قافله ء ما نرسيد . پس رفتند به جانب بدر و بدر آبى بود كه در هر سال يك روز عرب بر سر آن آب جمع مىشدند و بازار مىگرفتند . جبرئيل عليه السّلام آمد وخبر داد پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلَّم را از كيفيت حال و آن كه خداى تعالى وعده داد آن حضرت را كه يكى از آن دو طايفه اى را كه قافله ء مذكوره و آن جماعت اهل مكه اند ميسر ومسخر او گرداند آن حضرت با اصحاب مشاورت فرمود كه كدام ازين دو بهتر است تا متوجه آن شويم . اكثر اصحاب گفتند كه قافله بهتر است روى مبارك آن حضرت متغير شده فرمود كه قافله گذشت واينست ابو جهل با اهل مكه رسيدند باز گفتند كه قافله را اختيار كن غضب پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلَّم بيشتر شد . ابو بكر وعمر برخاستند وگفتند كه اينها قريشند وتكبر ايشان معلوم است هر گز ايمان نياورده اند از آن زمان كه كافر شده اند وخوار نشده اند از آن زمان كه عزت يافته اند . پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلَّم گفت ايشان را كه شما بنشينيد ايشان نشستند . ومقداد رحمة الله عليه برخاست وگفت كه ما مىدانيم كه آن چه تو آورده ء حق است سوگند به خدا كه اگر بفرمايى ما را كه در آتش در آييد هر آينه در آييم در آتش ما نمىگوييم به تو مثل آن كه بنى اسرائيل به موسى گفتند كه برو تو و پروردگار تو ومقاتله كنيد با كافران .