تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
وتعبير ازو بفعل مضارع از جهت حكايت حال است از براى تفخيم و تعظيم او وزيادتى اهتمام بشأن او وقواعد جمع قاعده است واو اصل وبيخ بناست از قعود بمعنى ثبات . ومراد از رفع او رفع بناييست كه بر بالاى او واقع شود يعنى وضع آن بنا كه مستلزم ارتفاع است و ظاهر آنست كه كلمه ء من در ( مِنَ الْبَيْتِ ) بمعنى تبعيض است نه تبين ليكن به منزله ء بيان بعد از ابهام است ازين جهت نگفت ( قواعد البيت ) واسماعيل معطوفست بر ابراهيم يعنى اسماعيل نيز رفع مىكرد قواعد بيت را ليكن بمعنى مدخليت در آن مجازا ( 1 ) زيرا كه ظاهر آنست كه اسماعيل مدد كار
هامش
قواعد مذكور گرديده است و اگر بيت از سابق وجود نداشت آن وقت من البيت نمىگفت بلكه انسب ( اذ يرفع ابراهيم قواعد البيت ) گفتن بود و در معنى بيت و تحقيق آن وجود قواعد لازم نيست بلكه به مناسبت آمد و رفت وبيتوته در محل معين ولو بعنوان عبادت بيت ناميدن صحيح خواهد شد و اخبار صحيحه با صراحت لهجه دلالت دارد كه قبل از ابراهيم از زمان آدم بيت الله الحرام مطاف ومعبد مىبود و آن چه ابراهيم پيغمبر تعمير نموده همانا ترفيع قواعد وديوارهاى همان بيت است نه تأسيس وتعيين خانه چنانچه صريح آيه ء شريفه ( وإِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ ) است پس مراد از رفع قواعد بلند كردن ديوارهاى بيت است نه تعيين و تأسيس بيت و همچنين مراد از لفظة من در كلمه ء ( مِنَ الْبَيْتِ ) من نشويه وتنبيه است نه تبعيض به اين معنى كه ترفيع قواعد از بيت الحرام بوده است نه از محلى كه خارج از حدود باشد بدان كه آن چه بيان كرديم مطابق اخبار ائمه هدى ( ع ) و ظاهر قرآن است . الحمد للَّه رب العالمين و صلى الله على محمد وآله اجمعين . ( 1 ) نسبت رفع به حضرت ابراهيم واسماعيل بعنوان حقيقى است نه مجازى زيرا رفع و بلند كردن ديوار موقوف بر عامل وكارگر است پس نسبت فعل بر فاعل وفعله ( كارگر ) از جهت اين كه هر يكى از ايشان جزء علت هستند يكسان است ومراد از رفع قواعد
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 424 | أبي الفتح الجرجاني / ميرزا ولي الله الاشراقي