بنده هاى مؤمنين كه به سختى خدمت صاحب خود كرده باشند پس از زكات ايشان را مىخرند و آزاد مىكنند جهت خلاصى رقبه ء ايشان از بندگى وسختى و بعضى فقهاء بنده اى را كه در سختى نباشد داخل داشته اند در رقاب وقتى كه مستحق ديگر نباشد وتجويز نموده اند كه از زكات ايشان را بخرند و آزاد گردانند .
ومراد از ( غارمين ) قرض دارانست كه جهت معصيت قرض نكرده باشند و آن قدر مال نداشته باشند كه اداى قرضهاى خود كنند .
ومراد از ( فِي سَبِيلِ الله ) مصلحتهاى مسلمانانست مطلقا مثل زاد وراحله ء حاجيان ( 1 ) وسلاح اهل جهاد وبناى پلها ورباطها و غير آن وشيخ ابو جعفر طوسى تخصيص نموده آن را به اهل جهاد .
ومخفى نماند كه معنى سبيل الله راه خداست و آن عامتر است از مصالح اهل جهاد پس تخصيص به آن خلاف ظاهر است .
ومراد از ابن السبيل مسافريست كه از مال خود دور افتاده باشد و در غربت محتاج باشد خواه سفر واجب باشد وخواه مندوب وخواه مباح خلاف مر ابن الجنيد را در سفر مباح ونكته در آن كه چهار صنف اول را بلام ايراد نموده اند و چهار صنف آخر را به في دو چيز مىتواند بود يكى تنبيه بر زيادتى استحقاق اصناف
هامش
( 1 ) در صورتى كه رفتن جمعى براى تعظيم شعاير دينى واجب باشد و داراى استحقاق باشند و اما زمانى كه حجاج از روى استطاعت مىروند از زكات به ايشان نمىتوان داد و همچنين صرف زكات در سلاح جهاد كنندگان مگر اين كه اعزام از طرف حاكم باشند آن وقت لازم است تأمين وسائل جنگ از حقوق دينى كه صلاحيت صرف موجود باشد چنانچه اول اسلام اين طور بود وبالجمله فى سبيل الله شامل است بر هر موردى كه داراى صلاحيت دينى داشته باشد مثل صرف در نشر علم دين و غير آن .