بمعنى ملكيت حكمية چنان كه گويى الجل للفرس يعنى جل به منزله ء ملك اسبست به اين معنى كه جايز است انتفاع اسب ازو وازين جهت خلاف كرده اند فقهاء در آن كه لام در اين مقام بمعنى ملكيت حقيقى است يا بمعنى ملكيت حكمى بعضى برآنند كه بمعنى ملكيت حقيقى است چنان كه متبادر است پس واجبست قسمت زكات به همه ء اصناف مذكوره در آيه به اين وجه كه از هر صنفى لا اقل سه كس را از آن مخصوص گردانند ( 1 ) .
و بعضى برآنند كه بمعنى ملكيت حكمى است وبرين تقدير واجب نباشد رسانيدن زكات به همه ء اصناف مذكوره ومختار اصحاب ما قول ثانى است پس جايز است تخصيص زكات به يك صنف بلكه به يك شخص لكن افضل آنست كه به همه ء اصناف برسانند .
چنان كه مرويست از ابن عباس وحذيفه و غير ايشان از اصحاب پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم زيرا كه حمل لازم در اين مقام بر ملكيت حقيقى معقول نيست از جهة آن كه مستحق پيش از گرفتن زكات مالك آن نمىگردد و خلاف است در آن كه فقراء ومساكن يك جماعتاند وجمع ميان ايشان جهة تأكيد است يا هر كدام جماعت على حده اند وقول ثانى راجح است زيرا كه تأسيس بهتر است از تأكيد وبرين تقدير خلاف كرده اند در وجه فرق ميان ايشان .
و بعضى گفته اند كه فقير محتاجست كه سؤال نمىكند ومسكين آن كه
هامش
المسلمين و ما يحتاجون اليه وبالجملة يصرف الزكاة فيهما على قدر رفع الاحتياج والباقى يرد على بيت المال .
( 1 ) در صورت قول به توزيع تخصيص سه طايفه خالى از وجه است بايد به همه ء اصناف تقسيم شود و گذشت كه حكم بلزوم به توزيع خالى از وجه است .