ايشان و گفته شود مر ايشان را كه اين طلاها و نقره هاى گرم كرده شده آن چيزيست كه جمع كرده بوديد از براى خود پس بچشيد و بال آن چيز را كه جمع كرده بوديد از براى خود .
بدان كه كنز در لغت پنهان كردن مالست در زير زمين ليكن اينجا مراد جمع كردن مالست از براى نگاه داشتن خواه در زير زمين وخواه بر روى زمين به قرينه ء بعض روايات وارده در اين باب چنان كه عن قريب مذكور گردد وضمير ينفقونها راجع است به طلاها و نقره ها كه جنس ذهب وفضه شامل است آن را يا راجع است به فضه وقول او ( ولا يُنْفِقُونَها ) مقدر است بعد از ذهب وتقدير آنست كه ( يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ والْفِضَّةَ ولا يُنْفِقُونَها ) پس ولا ينفقونه محذوف شده به قرينه ء ولا ينفقونها مثل قول قائل نحن بما عندنا وأنت بما عندك راض والرأي مختلف يعنى نحن بما عندنا راضون وتبشير در لغت بمعنى خبر خوش به كسى رسانيدنست .
واينجا مستعمل شده در خبرى رسانيدن بر سبيل تحكم يا از جهت تنبيه بر آن كه خبر ( بِعَذابٍ أَلِيمٍ ) نسبت به آن چه ايشان مستوجب آنند خبر خوشى است كه موجب خوشحالى ايشانست وقول او ( يَوْمَ يُحْمى ) ظرف عذابست با ظرف اليم واحماء در لغت تفان گردانيدن چيزيست .
واينجا مراد افروختن آتش است كه سبب تفان گردانيدنست از قبيل ذكر مسبب وارده ء سبب به قرينه ء قول او ( عَلَيْها ) يعنى افروخته شود آتش بر بالاى آنها جهت تفان گردانيدن آنها و الا حق عبارت آن بود كه گفتى ( يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ ) ووجه تجوز مذكور مبالغه است در گرم گردانيدن طلاها و نقره هاى مذكور به آن كه آتش از بالا ونشيب محيط خواهد بود به آنها و ( كى ) در لغت داغ كردنست ووجه تخصيص داغ به اعضاى ثلاثه مذكوره كه پيشانى وپهلو وپشتست آنست كه
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 283
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٢٨٣