و شك نيست كه اين روايت دلالت مىكند بر بيان معنى كنز وانفاق كه مذكورند در آيت مذكوره و چون در آيت مذكوره تهديد وتوعيد شديد واقع شده بر كنز مذكور با عدم انفاق دلالت مىكند آيت مذكوره بر آن كه جمع كردن طلا و نقره وزكاة تا دادن از آن حرام است پس بعد از جمع طلا و نقره زكات دادن ازيشان واجب باشد ليكن شرط است در وجوب زكات ازيشان چند شرط بنا بر روايات صحيحه ء اهل بيت عليهم السّلام ( يكى ) نصاب و نصاب مقدارى از مال را گويند كه زكات ازو واجب باشد .
و نصاب اول در طلا بيست مثقال است ومثقال مقدار شصت و هشت جو است و چهار سبع جو از جوئى كه عرض او مقدار هفت موى اسب يا بود باشد كه پهلوى هم گرفته باشند وزكاة آن نيم مثقال طلاست .
و نصاب دوم بيست و چهار مثقال است وزكاة آن نيم مثقالست وعشر مثقال از طلا بعد از آن در چهار مثقال طلا كه زياده مىشود بر نصاب عشر مثقال زياده مىشود بر زكات و ( نصاب ) اول در نقره دويست درهم است ودرهم آنست كه ده ازو هفت مثقال باشد وزكاة آن پنج درهم است بعد از آن بهر چهل درهم كه زياده شود بر نصاب مذكور يك درهم زياده شود بر زكات مذكور و ( شرط ديگر ) آنست كه طلا و نقره مسكوك باشند به سكه معامله شرط ( ديگر آن كه ) سال تمام برو گذشته باشد و باقى تفاصيل احكام زكات در كتب فقهيه مذكور است .
الاية الرابعة قوله تعالى فى سورة الذاريات : ( وفِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ والْمَحْرُومِ . ) يعنى ومتقيان در مالهاى ايشانست حق معين از براى كسى كه طلب صدقه مىكند و از براى كسى كه طلب صدقه نمىكند پس محروم مىماند .
بدان كه اين آيت در اين سوره در صفت متقيان واقع شده و اين مضمون در سوره ء
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 285
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٢٨٥