بر جواز نسخ شيئى بى بدل چنان كه بيشتر برآنند .
واحل به قرائت مشهوره ء ماضى مجهولست از احلال بمعنى حلال گردانيدن ومفعول ما لم يسم فاعله او ( رفث ) است .
ووجه عدم ذكر فاعل كه خداى تعالى است آنست كه اين فعل از غير خداى تعالى متصور نيست ومراد از ( لَيْلَةَ الصِّيامِ ) شبى است كه فرداى او روزه ء ماه رمضان باشد مطلقا به قرينه ء قول او ( ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ ) ورفث در اصل سخن شنيع را گويند مثل سخن جماع واينجا مراد جماع است وتعديه او به الى به اعتبار تضمين معنى وصولست زيرا كه جماع مستلزم وصولست ونساء جمع مرأة است به غير لفظ و همچنين است نوه و حمل لباس بر ضمير راجع به زنان مبنى است بر تشبيه زنان به جامه در كمال صيانت وشمول وبرين قياس است حمل لباس
هامش
مسلمين حرمت منسوخ و به جاى آن حل وضع گرديد . وكنتم دلالت بر زمان گذشته نمىكند بلكه براى احداث تحقيق نسبة وايجاد ارتباط بين فعل و فاعل وضع گرديده است هر چند در زمان آينده تحقيق مىيابد و ( تَخْتانُونَ ) مضارع است ومراد از قوله ( فَتابَ ) عبارت از رجوع خدا است به رحمت خود به بنده و اين لزوم ندارد كه از شخصى معصيتى روى دهد تا بعدا خداوند رجوع به او كند با توبه ومراد از عفو اصلاح حال است ومراد از الان شبهاى رمضانست نه زمان نزول تحليل وبالجمله در آيه دلالتى بر نسخ سنت با كتاب نيست چنان كه تفصيلا در اثبات الايات ضبط گرديده است .
وعلاوه از اين لازم آيد نسخ ( بداى محال ) بر خدا از جهت تعليل تحليل بعلم الهى به خيانت كسانى كه در زمان حرمت خيانت كرده بودند و اين محالست در ذات خدا وبديهى است كه علم خداى تعالى ذاتى است تغيير ناپذير و بنا بر اين حليت جماع از تأسيس اولى شرع با اشارت تضمنيه به حكمت وى در اين آيه بيان گرديده است نه اين كه آيه ء اخبار از خيانت صادره آنها است قبل از نزول آيه ء شريفه .